تعداد بازدیدها : 478
  عنوان مقاله : سیر ترجمه قرآن در آلمان
 نویسنده : محمد حمید اللّه - ترجمه:محمد حسین ساکت
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (11339) >ترجمه قرآن(484)->ترجمه ها و مترجمان(251)->ترجمه هاي غير فارسي(110)->ترجمه هاي آلماني(11)
  آدرس اینترنتی:   http://www.noormags.com/view/Magazine/ViewPages.aspx?ArticleId=204329  
 منبع: مجله وحید - آبان 1353 - شماره 131
 چاپ مقاله


متن مقاله
سیر ترجمه قرآن در آلمان*

محمد حمید اللّه - ترجمه:محمد حسین ساکت

بهره‏ی مردم آلمان در خدمت به علوم و گسترش و دگرگونی آن دانسته‏ و شناخته است.اینان نه تنها در خدمت به قرآن کریم کوتاه نیامدند؛که‏ از دیگر غربیان،در روزگاران اخیر،برتری هم گرفته‏اند.در اینجا پاره‏ای‏ از ویژگی و برتری‏های آنان را،در پرداختن بدین موضوع،یادآور خواهیم شد.
چاپ:گویند نخستین چاپ قرآن به کوشش«با کانینی»در شهر«ونیز» بسال 1530،چهره بست؛ولی پاپ اسکندر(الکساندر)هفتم خشمگین شد و دستور بسوزاندن همه‏ی نسخه‏ها داد.
بهر حال پییشن‏ترین چاپی که بدست ما رسیده است همانست که به‏ کوشش«ابراهام هنکلمان»در شهر«هامبورگ»(در شمال آلمان،بسال‏ 1694،بچاپ رسیده است!

شماره‏گذاری آیه‏ها:

نیاز مراجعه به قرآن،هر روز افزون می‏شود،کتابهایی درباره‏ی‏ بیرون آوردن آیات،از روزگاران پیش،در کشورهای اسلامی یافت می‏شود؛ ولی این نویسندگان طبعا برای نمونه ب«جزء»«حزب»اشاره کرده‏اند و

پژوهنده می‏بایست به اندازه‏ی نیم نگاهی یا گاهی بیشتر از یک صفحه را بخواند؛ ولی آگاهی به ضبط[آیه‏]چنانچه مراجه به آیه‏ای باشد آسان‏تر است؛ زیرا آیه‏ها،طبعا از یک یا دو سطر بیشتر نیستند.
نخستین کسی که فهرستی از کلمات قرآن،برابر حروف ابجد،پرداخت‏ و در آن بشماره سوره و شمارهء آیه در هر آیه‏ای،اشاره کرد «گوستاوفلوکل G.Flugel بود حتی او قرآنی چاپ کرد که‏ در آن شماره‏ی آیات بر هر آیه‏ای نوشته شده بود،این کار در سال 1838 در شهر لایپزریک،چهره بست.غربیان بخود قرآن استدلال نمی‏کنند؛بلکه‏ طبعا،سوره و آیه را برابر شماره‏گذاری«فلوگل»یادآور می‏شوند و حتی‏ آن شماره‏گذاری را در ترجمه‏های قرآن،به زبانهای خود،مراعات میکنند.
متأسفانه«فلوگل»شماره‏گذاری آیات را،در نزد مسلمانان نمی‏دانست‏ بلکه خود اجتهاد می‏کرد و از اینرو بلغزش و ناردرستی فرو افتاد.در همین سالهای اخیر،مسلمانان،قرآنی در مصر و دیگر کشورها به چاپ‏ رسانیدند و شماره‏هائی جز شماره‏های«فلوگل»در آن نگاشتند.جدایی و دو گونگی گاهی به شش آیه می‏رسد؛ازاین‏رو اکنون دانشمندان آوردن دو شماره را ناخوشایند می‏دانند هرچه بوده است،برتری از آن پیشین‏تر است‏ و همانگونه که گفتیم،آن پیش و یک نفر آلمانی بود.

تاریخ قرآن:

مسلمانان به علوم قرآن همچون:تاریخ فراهم‏آوری،گوناگونی‏ شیوه‏های خواندن قرآن و مانند آن،از روزگاران پیشین،کوشش نشان داده‏اند در اروپا کسی که بدین کار پرداخت:یکنفر آلمانی به نام«تئودورنولد که‏ ẓThe.Noldeke بود در کتاب«ترایخ قرآن»(چاپ لایپزیک، دوم این کتاب انجام گرفت که جلد نخست آن را در 1909 و جلد دوم آن‏ را در 1919 منتشر ساخت.دو دانشمند آلمانی دیگر به نامهای برگ‏ اشتراسر Schwally و«پریتسل ẓBrgstasser در 1938،جلد سومی‏ بدان افزودند.همه‏ی این کارها در شهر«لایپزیک»انجام یافت.بی‏گمان، این خود،گسترده‏ترین گنجینه‏ها از دانستنی‏ها در این زمینه است که هر پژوهشگری بدان رجوع می‏کند،هرچند همیشه با آن هماهنگ نباشد.

«بنیاد قرآنی»که از میان رفت:

دانشگاه مونیخ-در جنوب آلمان-بنیادی ویژه برای بررسیها و پژوهشهای قرآن ساخته بود.بمبهای آمریکائی،در جنگ دوم،برآمدند و هرکس و هرآنچه را آنجا بود از میان بردند،ولی شاینده‏ی یادآوری است‏ که شاید خداوند،کشوری اسلامی را به دوباره‏سازی چنان بنیادی پیروز گرداند.استاد«برگ اشتراسر»و پس از او استاد«برتیس»زندگی خود را در اداره‏ی آن بنیاد سپری ساختند و دانشگاه و دولت دارایی و هزینه‏ی فراوانی‏ برای ایجاد و گسترش آن پرداخت کردند،تا آنجا که بزرگترین موزه‏ی‏ قرآن در جهان گردید.اینست آنچه انجام داده‏اند:
1-مهمترین کتابهای چاپی،به ویژه‏ی تازی درباره‏ی تفسیر و دانشهای‏ قرآن و شیوه‏هی خواندن آن گرد آوردند.
2-از سراسر جهان،همه‏ی عکسهای کتابهایی که در این زمینه چاپ‏ نشده بودند،فراهم آوردند.
3-از هزاران دستنویس قرآن از همه‏ی سده‏ها عکسهایی فراهم ساختند و برای این کار راهی گوشه و کنار جهان از خاور تا باختر کشورهای اسلامی‏ و جز اسلامی شدند.از دستنویسهای گذشته هرآنچه یافتند گرچه یک یا دو برگ هم بود گرد آوردند.بدینگونه دستنویسهایی از سده‏ی نخست تا روزگار ما فراهم‏ آمد.هدف آنان این بود که همه‏ی آن دستنویسها را باهم بسنجند و چنانچه دوگونگی و جدایی باشد گرد آوردند(هیچگونه دوگونگی نیافتند؛بلکه نادرستیهایی در نگارش‏ دیدند).با گردآوری این دتسنویسهای مصور زیر بنای تاریخ خط عربی و هنر جلدسازی‏ و آراستن قرآن و مانند آن از دانشهای قرآنی فراهم آمد.
4-گسترده‏ترین تفسیر قرآن را آغاز کردند.برای هر آیه‏ای برگ‏ جداگانه‏ای ویژگی دادند و تفسیر آن آیه را از هر مفسری از روزگار صحابه‏ تا روزگار ما،روی آن پیاده کردند و آنچه بدست آمده بود برابر زمان مفسر: پیشین‏ترین زمان مرتب ساختند.بنابراین می‏توانستیم دگرگونی و گسترش‏ تفسیر هر واژه و هر آیه‏ای از قرآن را بدانیم.اینکار همینگونه جریان داشت‏ تا اینکه همه‏ی آنچه تکمیل شده بود از میان رفت.اکنون هم یکی می‏تواند این کار را از سر بگیرد؛بی‏آنکه به تفسیر عربی بسنده کند.دانشمندان‏ اسلام قرآن را به همه‏ی زبانهای کشوری خود مانند:پارسی،ترکی،هندی، چاوه‏ای و جز آن ترجمه کرده‏اند و نمی‏توان گفت که غیر عرب چیزی در عرب نیفزوده است!.خوبی کار جهان دانش اینست که بیشتر این اسناد و مدارک‏ دستنویس-گرچه عکسهایی آن در«بنیاد مونیخ»از میان رفته است-نگاهداری‏ شده‏اند و هرکسی دارایی و اشتیاق داشته باشد می‏تواند آنها را حتی باورتر، نرگشت دهد.

ترجمه‏های قرآن بزبانهای آلمانی:

تاریخ قرآن:بی‏گمان،قرآن بیش از هر کتابی در جهان خوانده‏ می‏شود.هر کس زبان تازی می‏داند آنرا تلاوت می‏کند و هم مسلمانانی که زبان‏ تازی نمی‏دانند،در دیگر گوشه‏های جهان،برای بدست آوردن پاداش نوید داده‏ آنرا می‏خوانند.
هیچیک از ملت‏ها را نشان نداریم که در آغاز کار خود،بدانسان که‏ مسلمانان برای نگهداری اصل کتاب دینی خویش گرایش و کوشش نشان‏ داده‏اند،بکوشش برخاسته باشد؛تا آنجا که با گذشت سده‏ها و گروه‏ها،بی‏ افزونی و کاستی،جریان دارد.روشن است که به باور مسلمانان،قرآن، گفته‏ی بشر نیست؛بلکه سخن خداوند بزرگ است که با وحی،بر پیامبر خود«محمد)[ص‏]فرو فرستاده است.سخن دیگر اینکه قرآن یکباره نازل‏ نگردیده است؛که در بیست و سه سال(از 10 تا 632 م.)آیه آیه و کم‏کم‏ فرو فرستاده شده و در جزیرة العرب چهره بسته است و در آنجا چاپخانه و رادیو نبوده است.حتی خواندن و نوشتن از کمیاب‏ترین چیزها بود.تاریخ‏ رادیو نبوده است.حتی خواندن و نوشتن از کمیاب‏ترین چیزها بود.تاریخ‏ نویسان تأکید می‏کنند که حتی در مکه-زادگاه پیامبر[ص‏]،پیش از اسلام‏ جز هفده مرد،خواندن و نوشتن نمی‏دانست.
می‏توان جمعیت مکه را در آن هنگام به ده هزار تن آمار داد.در کنار این سخن باید افزود که خود پیامبر اسلام‏[ص‏]درس نخوانده بود و دانش نگارش را،چنانکه قرآن بر آن گواه است و بروشنی بازگو میکند نیاموخته بود!.آنچه پژوهنده را به شگفت می‏آورد آنست که پیغمبر درس‏ نخوانده و مکتب ندیده از همان آغاز،به نگهداری آنچه بدو وحی می‏شد می‏کوشید آنچه را می‏نویساند بنگارد.دیگران آن نوشته را دستنویس می‏کردند و بدین‏ گونه میان مردم منتشر می‏شد.آنگاه که وحی تازه‏ای می‏آمد و پیامبر[ص‏] آنرا برای انتشار،می‏نویساند و خاستگاه وحی تازه را نیز در فراهم شده‏ی بخشهای پیشین قرآنی،روشن می‏ساخت(به ترتیب فرو فرستاده شدن فراهم‏ نیامد؛بلکه برابر نوشته‏های سوره‏ها بود)این کار همچنان،تا درگذشت‏ پیامبر ادامه داشت.
این از یکسوی،از دیگر سوی،پیامبر امت خود را فرمان داد تا قرآن‏ را از بر یاد گیرند.نماز جز با خواندن‏[بخشی از]قرآن از بر درست نیست‏ آنچه باید یادآوری کرد اینست که تنها پیشوا[امام جماعت‏]بلکه هر نمازگزاری‏ باید بخشی از قرآن را در نماز خود بخواند؛به واژگونه‏ی یهود[که تنها از تورات می‏خواند]حجم قرآن از تورات(کتابهای پنجگانه حضرت موسی) و چهار انجیل باهم بیشتر است.از بر کردن و از برخواندن،درست‏خوانی‏ نوشته را بدنبال می‏آورد و نوشتن و از بر کردن را.
در کنار این دو زمینه‏ها،زمینهء سومی هم بود و آن اینکه پیامبر بر او درود باد به مردم فرمان می‏داد که تنها به نوشته‏ای از قرآن تکیه نکنند؛بلکه‏ از آغاز تا پایان آنرا حرف به حرف یا در نزد پیامبر یا پیش کسی که از پیامبر آموخته است فراخوانند.همینگونه در نسلهای واپسین.تاکنون کودکان‏ مسلمان،قران را نزد استادی که دارای سند بود می‏خوانده‏اند و او بدانان‏ هنگامی که خواندن را به پایان می‏رسانند.مدرک و نوشته‏ای می‏داد.
در آن سند نوشته می‏شد که آنچه شاگردش فراگرفته است‏ از قرآن است،همانگونه که او[استاد]از استاد خود آموخته‏ است و این استاد از استادان دیگر-و همگی را به نام یاد می‏کرد-تا بپیامبر[ص‏] می‏رسید این روش سه‏گانه،برای حفظ کردن قرآن،از زمان پیامبر[ص‏]تا روزگار ما رعایت می‏شده است.
اکنون هم در جهان صدها هزار از حافظان قرآن هستند که همه‏ی قرآن‏ را از بردارند.
تنها در ترکیه که برشمردیم به هزار و دویست و پنجاه تن بودند و بیگمان‏ در کشورهای عربی شمارهء آنان بیشتر است.قرآن در طول زندگی پیامبر، کم‏کم فرود آمد و جز در هنگام درگذشت او،به شیوه‏ی کتاب،فراهم نیامد از اینرو دستنویس کاملی از روزگار پیامبر در دست نیست.چون تقویم و تاریخ‏ نزد مسلمانان در آن روزگار وجود نداشت نمی‏توان تأکید تاریخ را پیرامون‏ پیشین‏ترین دستنویس ناکامل نشان داد.شاید دستنویسی که برخی از سوره‏های‏ کوچک را در بردارد و اکنون در استانبول ما در«توپ‏قاپی سرای»وجود دارد از روزگار پیامبر است.
در پایان این دستنویس آمده است:«آنرا نویسنده‏ی وحی عثمان بن‏ عفان نوشته است».در همان کتابخانه برخی از برگهای قرآن یافت میشود که به«عثمان»پیوند داده‏اند و بر برگی بسیار کار برد شده نوشته شده است و آنچه نخست نوشته شده بوده است پاک گردیده است و دوباره روی آن نوشته‏اند. در آنجا برگهایی دیگر یا پاره‏های کوتاهی هم یافت می‏شود که به سرور ما «علی»[ع‏]پیوند داده شده است.دستنویسی دیگر بخط«خدیج بن معونة بن‏ سالمة بن سالمه‏ی انصاری»،به تاریخ 48 هـ.،و به خط«عقبة بن عامر»، بتاریخ 52 هـ.،وجود دارد.در موزه‏ی آثار اسلامی استانبول برگی هست‏ به خط«عمر»و در کتابخانه‏ی«اندیااوفیس»در«لوندرا»64 برگ به خط سرورمان علی هست که مهرهای پادشاهان مغول بر آن دیده می‏شود.در تاشکند هم دستنویسی هست که به«عثمان»پیوند داده شده است و عکسهای آن را دولت روسیه‏ی تزاری،پیش از انقلاب کمونیستی انتشار داده است.

هنر زیبا و قرآن:

قرآن انگیزه‏ای بود در تولد چند هنر زیبا و مانند خواندن قرآن با تجوید-که موسیقی دینی اسلام است-ولی تنها شنیدنی است نه خواندنی و دیدنی.بجز آن،نگارش قرآن،خط عربی را بوجود آورد و هم رنگ‏ آمیزی قرآن،آرایش و جلدسازی و مانند آنرا که از هنرهای زیبای برجستهء اسلامی است.این گفتار را با گوشه‏ای از بهره‏ی آلمان در آن‏که فراوان‏ است پایان می‏دهیم:

ترجمه‏های قرآن:

گوناگونی زبانها،در میان ملتها،بدان اندازه است که برخی از ملتها دیگری را نمی‏فهمند چون مژده‏ی قرآن همگان را برمی‏گیرد،ترجمه‏ی‏ آن بزبانهای گوناگون برای دانستن و بکار بردن آن لازم است(در اینجا پرسش خواندن ترجمه در نماز در بین نیست).پیشین ترجمه آن است که به‏ یکی از یاران پیامبر پیوند یافته است.فقیه بزرگ شمس الائمه سرخسی(در مبسوط،ج 1،ص 137)چنین آورده است:«و ابو حنیفه-خدای او را بیامرزد.به این بازگویی استدلال کرده است که ایرانیان به سلمان خدای از او خشنود گردد-نوشتند که سوره‏ی فاتحه را برای آنان بپارسی بنویسد که‏ آنرا در نماز بخوانند تا زبانشان بعربی باز گردد»شادروان«فرید وجدی». (در کتاب دربارهدلایل علمی بر روان بودن ترجمه‏ی قرآن به زبانهای بیگانه، ص 58)تأکید کرده است که«سلمان فارسی»به اجازه و دستور پیامبر چنین کرد(فرید وجدی به«البدایة و النهایة»ابن کثیر مراجعه داده است.کاش‏ میدانستم این کتاب از کیست؟در کتاب«البدایة و النهایه‏ی ابن کثیر چنین‏ سخنی نیافتم).«بزرگ بن شهریار»(در عجایب الهند،ص 2-3)یادآور شده است که دانشمندان هنر قرآن را برای تبلیغ دین،کمی پیش از 270 ه ترجمه کردند و شاید به زبان سندی یا«ملتانی»بود.«جاحظ»در کتاب البیان‏ و التبیین(ج 1 و ص 139)آورده است که«موسی بن سیار اسواری»مرده‏ به سال 155 هـ)تفسیر قرآن را به پارسی درس می‏داد.
ترجمه قرآنی که بدست دانشمندان ماوراء النهر،(به سال 345 هـ.) برای«شاه منصور نوح سامانی»انجام گرفته است و باین ترجمه کوتاه شده‏ای‏ از تفسیر طبری مرده بسال 3000 هـ.:افزوده شده است،به ما رسیده است‏ بدینگونه قرآن ترجمه شد و فشرده‏ای از آن به سه زبان پارسی،ترکی‏ خاوری و ترکی باختر درآمد.
همه‏ی این منتها به ما رسیده است و سپاس خداوند را که دستنویسهایی‏ در دسترس مسلمانان است.در میان نامسلمانان،شاید نخستین آنان سریانیان‏ بودند.کتابی جدلی بما رسیده است که در آن ترجمه‏ی آیات قرآن،بزبان‏ سریانی است و بر برگی نوشته شده است و در کتابخانه‏ی منچستر موجود است‏ استاد«منگانا A.Mingana تأکید کرده است که از آن«بار صلیبی»، معاصر حجاج بن یوسف یعنی در یک سوم سده‏ی نخست هجری،می‏باشد؛آنگاه‏ اروپائیان،در اسپانیا،بدان گرایش پیدا کردند و«روبرتوس کیتیننسیس» انگلیسی آن را در 114301141 یا 536-538 هـ.به لاتین ترجمه کرد سپس همواره مسلمانان و نامسلمانان آنرا بدیگر زبانهای جهان ترجمه کرده‏اند.
من در 1364(1945 هـ.)کتابی به نام«قرآن به هر زبان»منتشر ساختم که دو مسأله را دربرداشت:فهرست ترجمه‏های قرآن به هر زبانی که‏ آگاه شدم،خواه کامل و خواه جزیی،و نیز نمونه‏هایی از سوره‏ی فاتحه در همه‏ی این زبانها،آنگاه آن را دوباره در 1365 و 1366 هـ.دوبار به چاپ رساندم. در نخستین چاپ به ترجمه‏هایی در 23 زبان آگاه شدم و در دومین چاپ به‏ 43 و در سومین به 67 زبان از زبانهای دنیا.
اگر چهارمین چاپ برایم فراهم آید،ترجمه‏ی قرآن بیش از 100 زبان نزد من هست.ترجمه‏های ترکی به خط«اویغوری»،عربی و لاتینی‏ وجود دارد.ترکهای روسیه زبان خود را به خط روسی می‏نویسند؛ولی گمان‏ نمی‏کنم بتوانند،در شهرهای کمونیستی،قرآن را ترجمه کنند.در دیگر زبانهای اروپایی،ترجمه‏هایی بخط عربی در زبان«هسبانی»(که آن را خمیاد و می‏نامند)،لیتوانی و یوگسلاوی،تا آنجا که من می‏دانم،هست.من افتخار ترجمه‏ی قرآن را در 1959،بزبان فرانسه،پیدا کردم ولی چاپ نخست‏ سال(15 هزار نسخه)و در کمتر از یکسال نایاب شد.به هنگام نگارش این‏ گفتار،سومین چاپ را آماده دیدم.در این ترجمه دیباچه‏ای پیرامون تاریخ‏ فراهم آمدن قرآن و نگهداری آن،سده به سده و فهرست ترجمه‏های قرآن، به زبانهای اروپائی،گنجانده شده است.در اینجا فشرده‏ای از آنرا در جدول‏ زیرین می‏آوریم:

پی نوشت ها:

(*)مجلهء«فکر و فن»العام الاول،العدد الثانی،هامبورگ 1963.
1-آراگونی‏[منطقه‏ای در اسپانیا]1
2-سوئدی 6
3-آفریکانی(لهجه‏ای ولندیزی)به خط عربی 2
به خط لاتینی 4
4-آلبانی 2
5-خمیادو(یا اسپانیایی به خط عربی)35
6-آلمانی 42
7-انگلیسی 57
8-اوکراتی؟؟؟؟؟
9-اسپرانتو 1
10-پرتغالی 4
11-بلغاری 2
12-بوشناق(یوگسلاوی)به خط عربی 2
بخط روسی 2
«لاتینی 9
13-بولونی به خط عربی 1
14-بوهیمی(از چکسلواکی)3
15-ترکی به خط لاتینی 23
»ایغوری قدیم(قطعه‏ها)3
»عربی(در فهرست دکتر فاحدیشار اوغلو)60
16-دانمارکی 3
17-روسی 11
18-رومانی 1
19-ایتالیایی 11
20-فرانسوی 33
21-فنلاندی 1
22-لاتینی 42
23-مجارستانی(هنگری)6
24-نروژی 7
25-ولندیزی 7
26-اسپانیایی به خط لاتینی 18
27-یونانی 3





CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org