آیات مربوط به تفکر در شناخت انسان (3): ویژگیهای انسان از دیدگاه قرآن
ابو تراب نفیسی
در این سلسله بحثها و در جستجوی پاسخ سؤالات:چگونه به وجود آمدم یا چگونه بودم و...شش آیه(نشانه)از آیات خدا که در قرآن مورد بحث واقع شده،مورد بررسی واقع شد،اینک آیات 7-8-9 از این دسته:
نقش خواب
هفتم-خواب و بیداری آیهء 23 سورهء روم از آیات دیگر خداوندی که با زندگی اجتماعی و انفرادی انسان سروکار دارد، وجود خواب و بیداری است که هر دو برای بقای زندگی فرد و دوام اجتماع لازم است. «خواب»یکی از پدیدههای فیزیولوژی طبیعی انسان و بسیاری از حیوانات عالی است که بطور دوری و متناوب در طی 24 ساعت انجام میگیرد و این پدیده،جزو یک سلسله پدیدههای کلی جهان است که مجموعا«ساعت جهانی»را بوجود میآورند،زیرا ثابت شده است که همه پدیدههای جهانی مخصوصا آنها که با موجود زنده سروکار دارند از نوعی«تناوب»بر- خوردارند این تناوب در امواج و در نباتات و انسانها و حرکات منظومه شمسی و ایام و ساعات روز و شب،بنوعی وجود داشته و هماهنگی دارد.
کلیه اعمال غریزی بدان اعم از تنفس و گردش خون(نبض و فشار خون و کار قلب) و درجه حرارت و دفع ادرار و اعمال هاضمه و غدد مترشحهء داخلی،همه و همه از نوعی «نظم و تناوب»برخوردارند.
مثلا درجه حرارت طبیعی انسان در ظرف 24 ساعت 4 مرتبه بالا و پائین میرود تعداد نبض و تنفس و دفع ادرار نیز در صبح و شب متفاوت است.
دلیل این تناوب کاملا روشن نیست بعضی آنرا مربوط به گردش منظومه شمسی و حرکات زمین و وضع شب و روز میدانند ولی تحقیقات علمی ثابت کرده که اینها کافی نیست،بلکه عوامل ناشناخته دیگری در تنظیم آنها دخالت دارد.
در این آیه،قرآن،هم به تناوب «خواب و بیداری»و هم به«عامل شب و روز»اشاره کرده لزوم«خواب»را از نظر حفظ تعادل قوای جسمی و روحی بدن و لزوم بیداری»را از نظر طلب روزی و کوشش انسان برای زندگی یادآوری کرده است.
در اینجا تذکر این نکته را لازم میدانیم که خواب،برخلاف تصور عدهای همیشه همراه با«خواب دیدن»است و در حین خواب نیز مغز از نوعی فعالیت خاص بر- خوردار است.
زیرا اگر انسان خواب نمیرفت و خواب نمیدید ممکن بود دیوانه شود منتها عده زیادی خوابهای خود را موقع بیدار شدن فراموش میکند و عدهای بیاد دارند و این بستگی بآن دارد که در کدامیک از مراحل سه یا چهارگانه خواب بیدار شوند در خواب عمیق یا ابتدای خواب یا انتهای خواب.
دقت در این پدیدههای طبیعی برای آنانکه گوش شنوا داشته باشند دقت در آیات خداوندی است.
پدیدههای طبیعی
هشتم-پدیده برق موضوع بیم و امید و خوف و طمع(آیه 24) از جملهء آیاتی که خداوند عاقلان را به تفکر در آن میخواند،پدیده برق و اثرات مترتب بر آن در طبیعت و در انسان است.
برق آسمان را میدانیم که از برخورد ابرهائی که حاوی بارهای الکتریکی متفاوت هستند بوجود میآید و معمولا بدنبال آن باران میبارد،این برق در عالم طبیعت صرف نظر از فوائدی که ما آنها را نمیدانیم دارای فوائد شناختهشدهای است که از آنجمله نزول باران و زنده ساختن زمین و رویش گیاهان و شکفته شدن طبیعت مرده است که سبب پیدایش«امید»برای انسانها است و خداوند آنرا در آخر آیه بصورت مثال آورده است.
از طرف دیگر اصل رؤیت برق از قدیم مانند سایر پدیدههای طبیعی با خطراتی که بر آن مترتب بوده و صاعقههائی که همراه داشته برای بشر ترسآور بوده و بهمین جهت برای رهائی از شر آن به قربانی و دعا و ورود و جادو و غیره متوسل میشدهاند و اسلام همهء این پدیدهها را از سنتهای الهی و طبق قوانین مخصوص خداوند میداند و برای اینکه آرامشی در دل آنانکه از این حوادث و عواقب آن میترسند پدید آورد در حوادثی طبیعی مانند زلزله و کسوف و خسوف«نماز آیات»را دستور داده که بیاد پروردگار بوده و از او طلب کمک و یاری شود و در هیچجا نگفته است که در جلوگیری از این پدیدهها کوشش نشود بلکه همهجا مردم را بتفکر در اینباره و یافتن راه چاره خوانده است.چون برای جلو- گیری از هر حادثهای باید آنرا شناخت و به ماهیت و عوامل مولد آن آگاهی پیدا کرد و سپس دانسته و فهمیده بمقابله با آن برخاست.
تمام توجهات خداوند بآیات،علاوه بر آموزش توحید،به آموزش شناخت و آگاهی به نوع حوادث و علل آن متوجه است.
بنابراین«برق»که یک بدیده طبیعی است دو حالت متضاد در عالم انسانها برمی- انگیزاند یکی«ترس»است که سبب افزایش انرژی پتانسیل موجود در مغز انسان و حالت آمادگی شخص میشود و دیگری «امید»که در پی آن میآید و سبب تحرک و آزاد شدن انرژی«پتانسیل»و تبدیل آن بانرژی حرکتی میگردد-البته گاه ترس ممکنست سبب وقفه اعمال حیاتی شود یا سبب فرار گردد ولی معمولا اولین مرحله ترس،آگاهی بوجود یک عامل مزاحم و آماده شدن برای مقابله و دفاع است و اگر قوای دفاعی شخص کافی باشد یا شخص احساس ناتوانی نماید،آنوقت است که فرار میکند ولی اگر راه فرار بسته باشد چارهای غیر از مقابله نیست که انسان یا حیوان در آن موقع تا پای مرگ میایستد و چه خوب گفته است سعدی
نه بینی که چون گربه عاجز شود درآرد بچنگال چشم پلنگ!
در پدیده برق،خداوند بدنبال بیمی که از دیدار برق ممکنست بانسان دست دهد، هم او را متوجه وجود این خطر و شناسائی آن میکند و هم نزول باران رحمت را در پی آنکه سبب پیدایش امید و طمع است یاد آوری میکند شاید در اینجا درس بزرگتر و جامعتری هم موردنظر باشد و آن این است که در هر حادثه،ظاهرا ترسآور و مزاحمی یک«بارقه»امید نهفته است و باصطلاح «پایان شب سیه سپید است-نباید مأیوس بود،باید صبر کرد و انرژی خود را ذخیره کرد و خود را آماده ساخت و امید به گشایش داشت که لا تقنطوا من رحمة اللّه
)آیه 54 سوره 39)مأیوس از رحمت الهی نباید بود»و در عین صبر باید بمطالعه پرداخت و عوامل را شناخت و قوای خود را برای مبارز آماده و مهیا کرد تا بموقع به حرکت تبدیل شود.
نهم-زندگی پس از مرگ(آیه 24)قرآن همهجا و هروقت از زندگی پس از مرگ انسانها و«معاد»صحبت میکند او را بمطالعه دو پدیده طبیعی و تفکر در آنها دعوت میکند:یکی زنده شدن زمین پس از مرگ ظاهری آن بوسیله نزول باران و در نتیجه رویش مجدد گیاهان،و دیگری ابتدای خلقت موجودات و از آنجمله انسان است.
اینجانب در سخنرانیها و نوشتههایم از پدیده اول که مکرر در قرآن بآن اشاره شده پند گرفته و بحثها کردهام و معتقدم که باید از انسان مادی چیزی در این جهان باقی بماند که همانند تخم مستعد گیاه بتواند مجددا بهمان شکل یا شکلی دیگر بروید و زنده شود و مسلما غرض خداوند این نیست که از هیچ چیزی بوجود آید1باید مطالعه کرد و دید که چگونه ممکنست با باریدن باران گیاهی از زمین بروید؟
حال به بینیم از انسان پس از مرگ چه میماند؟یکی عناصر مادی او است که جزو دیکر عناصر موجود در جهان میشود دیگری اعمال و عقاید و گفتار و رفتار او است که میماند چه خوب گفته است شاعر
یدوم الخط فی القرطاس دهرا و کاتبه رمیم فی التراب
یعنی«نوشته بر روی کاغذ روزگار درازی باقیبماند ولی نویسنده آن در خاک پوسیده است و خداوند در قرآن کرارا اشاره به حفظ آثار رفتارها و کردارها و گفتارهای مردم در کتاب محفوظ نموده که در آخرت این کتاب بر صاحبش عرضه میشود و وی میبیند که جزئیات کارهای او در آن ثبت شده است
بنابراین طبق قانون باید انسانی که دو باره زنده میشود از نوع ماده باشد منتها شکل ماده در آن روز احتمال قوی با مواد گنونی موجود تاکنون شناخته شده در زمین که منشاء آفرینش این انسان موجود زوال پذیر است شاید متفاوت باشد چون در قرآن باز مکرر اشاره شده که زندگی دیگر(یعنی آخرت)زندگی جاویدان خواهد بود و با این مواد موجود و ساختمان موجود این دنیا و این انسان،جاودانگی غیر ممکن است و خلاف قوانین جاری است-پس باید شکل این ماده عوض شود که تا هروقت که خدا بخواهد قابل بقا باشد-بنابراین معاد انسان حتما مادی خواهد بود منتها شکل ماده باحتمال قوی با مواد کنونی فوق خواهد خواهد داشت بعلاوه کوششها و کارها و حتی گفتارها و پندارهای مردم بصورت کتابی لباس آن ماده یا صورت آن ماده خواهد شد تا مستحق کیفر یا پاداش مربوطه گردد و نتیجه اعمال انجام شده در دنیا را به بیند که آن نیز از سنتهای الهی است.
بنابر نظریه فوق ما هم«معاد جسمانی» را قبول کردهایم و هم نشر و حشر مردم را و هم اعمال آنها را بصورت اعضاء یا اندام- های متشکله آنان و هم دنیا را مزرعه آخرت دانستهایم که هرکس آخرت خود یعنی دنیای دیگر و جاودانی خود را(بهشت و دوزخ خود را)در این دنیا یوجود میآورد
و من یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره
(آیات 7 و 8 سوره 99)که ذرهای از اعمال آدمی در کتاب (1)-همهجا فرموده
ینشنی النشأة الاخرة
یعنی آخرت نوعی نشوونما است نه خلقت ابتدائی(آیه 19 عنکبوت)
جهانی فراموش نمیشود
پس با مقایسه پدیدهء بارش باران و روئیدن گیاه و زنده شدن زمین،انسان نیز دو مرتبه زنده میشود منتها نوعی زندگی دیگر و میدانیم که یکی از راههائی که خداوند حکمتهای خود را بما میفهماند بیان مثال است که
تلک الامثال نصربها للناس لعلهم یتفکرون.
آیه 21 سوره 59)و تمام اینها مثال است تا مطلب به فهم ما نزدیک باشد و چون فهم بشر روزبروز و بتکامل میرود و وسائل شناسائی او کاملتر میگردد روزبروز مثلهای خداوی که در قرآن آمده برای اکثریت بلکه همه مردم قابل فهمتر و روشنتر میشود و این از معجزات بزرگ قرآن است.
خداوند در آیه بعدی یعنی آیه 25 برای تسجیل این امر تأکید فرموده«که از آیات دیگر خداوندی برپا بودن آسمان و زمین به امر او یعنی قوانین و سنتهای او است و وقتی که شما را مجددا به حیات خواند شما زنده میشوید و از زمین خارج میشوید یا بیرون میآئید.همانطور که گیاه از زمین بیرون میآید.
یعنی این آیه نیز مکمل آیه قبلی و مثالی است که درباره باریدن باران و زنده شدن زمین زده و انسانها نیز مجددا از همین زمین و موادی که در این زمین است ساخته میشوند و قابلیت زندگی مجدد و برانگیخته شدن را مییابند.
نتیجه:
تفکر در آیات ششگانه فوق همانطور که در پیش آوردیم«زندگی»انسان را از ابتدای شروع و خلقت او تا انتها و معاد و برگشت یا زندگی مجدد او شرح داده و در فاصله بین این مبداء و معاد زندگی در این جهان را در اجتماع انسانها با بهرهگیری از قوانین مسلم طبیعی(که انسان باید آنها را بشناسد و بکار گیرد)رسم کرده و هم گذشته و هم حال و هم آینده نوع انسان را نشان داده است.
یعنی پاسخ بسؤالات چگونه آمدم- چگونه بودم-چگونه باید باشم و چگونه خواهم بود و میدانیم که انسان بزرگترین آیه خداوند در روی زمین است و قرآن و آیات آن برای راهنمائی همین انسان نازل شده است و مخاطب اصلی هم او است.
بقیه شرایط و قیود حد سرقت
پیامبر با خشم فراوان گفت:اسامه،آیا درباره تعطیل حدی از حدود خدا شفاعت میکنی؟!.
آنگاه برخاست و در مجمع عمومی مهاجر و انصار چنین فرمود:علت هلاک اقوام و نابودی مردمان پیشین آن بود هرگاه شخص صاحب نفوذی از آنان،دزدی میکرد قانون دربارهاش اجراء نمیشد ولی اگر افراد ضعیف دست بسرقت میزدند و خلاف میکردند قانون حد را دربارهاش اجراء میکردند.
بخدا سوگند اگر حتی دخترم فاطمه دزدی کند دستش را قطع میکنم!!(روح الدین الاسلامی ص 361)
ادامه دارد