تعداد بازدیدها : 1462
  عنوان مقاله : آسیب شناسی شایعه در قرآن
 نویسنده : محمد بهرامی
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (10991) >معارف قرآن(7683)->مباحث اجتماعي(600)->ناهنجاري هاي اجتماعي(آسيب هاي اجتماعي)(100)->شايعه سازي(9)
  آدرس اینترنتی:   http://www.quran-p.com/index.php/page,articleView/articleID,368  
 منبع: فصلنامه پژوهشهای قرآنی
 چاپ مقاله


متن مقاله
آسیب شناسی شایعه در قرآن

محمد بهرامی

چکیده: موضوع این مقاله تبيين و تحليل عوامل، زمينه‏ها، بسترهاى شايعه و راه‏هاى مبارزه با آن از منظر قرآن است.
نويسنده، پس از تعريف شايعه، به نمونه‏هايى از شايعات در قرآن اشاره كرده و شايعات عصر پيامبر را از جمله، شايعات درباره شخصيّت پيامبر، شايعات درباره خانواده پيامبر، شايعات درباره شهادت پيامبر و شايعات درباره صحابه را از نگاه قرآن مورد بررسى قرار داده و در مورد شايعه سازان، شايعه پراكنان، بستر شايعه و زمينه‏هاى اصلى شايعه، به تفصيل بحث كرده است. سپس به عوامل اصلى شايعه پراكنى - گزارش بودن، رهايى از فشار، خشنود ساختن ديگران، برون رفت از سكوت - و اهداف شايعه پرداخته و دلايل باور پذيرى شايعات را مستند بودن شايعات، درستى برخى از شايعات، سادگى برخى از مردم، احتمال درستى شايعات و بدبينى بر شمرده است. در ادامه راهكارهاى مبارزه با شايعات را به دو مرحله پيش‏گيرى و درمان تقسيم نموده و مهم‏ترين راهكار براى گروهى كه شايعات درباره آنها ساخته و پخش مى‏شود را اطلاع رسانى سريع و دقيق واعتماد سازى دانسته و شايعه پراكنان را به خوش‏بينى و حسن نيّت، هوشيارى و اطمينان از درستى شايعه توصيه كرده است.
در پايان به مرحله درمان اشاره كرده و تكذيب شايعه، تقويت سازى، خنثى سازى، كيفر شايعه سازان و شايعه پراكنان را مهم‏ترين راهكارهاى جلوگيرى از انتشار شايعه دانسته است.


كليد واژه‏ها: شایعه / شايعه در قرآن/ تعريف شایعه / انواع شایعه / شايعه سازان/ شايعه پراكنان/ زمينه‏های شایعه/ عوامل شايعه پراكنى/ اهداف شایعه / مبارزه با شايعه / آسیب های اجتماعی / جامعه شناسی قرآن.

شایعه در برابر دیگر آسیب های اجتماعی از قدرت تخریب بیشتری برخوردار است. بدبینی افراد به یكدیگر، بی اعتمادی مردم به مسئولان، ركود اقتصادی، احساس ناامنی، یأس و ناامیدی، زمینه سازی برای دخالت بیگانگان، تحریم اقتصادی، سیاسی، نظامی و…، تنها بخشی از آسیب هایی است كه شایعه بر پیكر اجتماع فرود می آورد.
نمونه ها و شواهد عینی بسیاری برای نقش تخریب گری شایعه وجود دارد كه یكی از نمونه های بارز آن در عرصه اجتماعی و سیاسی، قدرت تخریب شایعه ای است كه در دوران حكومت دكتر مصدق ساخته و پرداخته شد. وقتی كودتا در 25مرداد 1332 با هوشیاری دولت مصدق خنثی شد و برخی از كودتاچیان دستگیر شدند، عوامل سازمان سیا، شایعه دخالت دولت مصدق در كودتا را ساخته و پخش كردند. آنها به كمك عوامل وابسته مطبوعاتی و بنگاه های خبری، هدف این كودتا را زیر فشار گذاشتن شاه و ناگزیر ساختن او به فرار معرفی كردند. مردم در اعتراض به دولت مصدق در 28مرداد دست به تظاهرات زدند، باقیمانده كودتاچیان نیز از پادگان ها و مخفی گاه ها بیرون آمدند و با ادوات نظامی مردم را به شورش و حمله به مراكز دولتی یاری و همراهی كردند. شهر، مؤسسات و ادارات دولتی به سرعت در اختیار كودتاچیان قرار گرفت، سران حكومت دستگیر شدند، خانه مصدق غارت و تخریب شد و دولت سرنگون شد.
از جهت گستره و وسعت میدان تخریب نیز، شایعه از دیگر آسیب های نیرومند است. تمامی خانواده ها، مدارس، دانشگاه ها، ادارات، كارخانجات، بازار و… یا دست كم بسیاری از این مراكز درگیر شایعات هستند. شماری شایعه زدایی می كنند و تعداد بیشتری شایعه پراكنی و شایعه سازی را دنبال می كنند.
بنابراین، شایسته است این آسیب اجتماعی از منظر قرآن به بحث و بررسی نهاده شود و عوامل، زمینه ها، بسترها، و راه های مبارزه با شایعه تبیین و تحلیل شود.

تعریف شایعه

پژوهشگران بسیاری تعریف شایعه را به بحث و بررسی نشسته اند. برای نمونه، ال پرت و پستمن از نخستین پیشگامان پژوهش در تعریف شایعه می گویند:
«شایعه موضوع خاصی است كه برای باور همگان مطرح می شود و از فردی به فرد دیگری منتقل می گردد و معمولاً این انتقال به طور شفاهی صورت می گیرد بدون آن كه شواهد مطمئنی در میان باشد.»1
نپ از دیگر پژوهشگران شایعه در تعریف شایعه می نویسد:
«شایعه موضوعی است كه برای باور همگان مطرح می شود بدون آ ن كه به طور رسمی تأیید گردد».2
تی شیبوتانی نیز می گوید:
«شایعه خبری است كه در نتیجه مباحثات گروهی به صورت بازسازی شده ای درآمده است.»3
مجموعه تعاریف شایعه، هرچند كامل و جامع نیست، اما دست كم مارا با شماری از ویژگی های شایعه آشنا می سازد:
1. شایعه خبری است درباره شخص یا حادثه ای كه در زمان حاضر وجود دارد یا در این زمان اتفاق افتاده است. بنابراین شایعه، افسانه نیست.
2. شایعه با هدف باور كردن دیگران مطرح می شود و مانند جوك و لطیفه نیست.
3. شایعه یك كار جمعی است.
4. شایعه خبری تأیید نشده است.
5. شایعه درباره افراد، مؤسسات، ادارات و نهادهای اجتماعی و… است كه مردم نسبت به آنها حساس هستند.
6. شایعه ممكن است از یك دروغ، تهمت و بهتان پدید آمده باشد.

نمونه هایی از شایعات در قرآن

از شایعه در آیات قرآن سخن بسیار رفته است. پیامبران با انبوهی از شایعات رودرو بودند. این شایعات كه از سوی دشمن آگاه و دوستان نادان ساخته و پخش می شد مشكلات بی شماری برای پیامبران می آفرید. گاه شایعه ساحر بودن رواج می گرفت و گاه شایعه قدرت طلبی، گمراه گری، دیوانگی و…
سرعت پخش شایعه گاه به اندازه ای زیاد بود كه در همان آغازین روزهای دعوت پیامبران، گروهی بسیار، شایعه دیوانگی، قدرت طلبی و گمراهی آنان را شنیده بودند؛ برخی این شایعه را باور كرده و عده ای این شایعات را نمی پذیرفتند.
قوم نوح، شایعه گمراهی، قدرت طلبی، ریاست خواهی و دیوانگی نوح را رواج می دانند:
«قال الملأ من قومه إنّا لنراك فی ضلال مبین» اعراف/60
مهتران قومش گفتند: تو را آشكارا در گمراهی می بینم.
«ما هذا إلاّ بشر مثلكم یرید أن یتفضّل علیكم» مؤمنون/24
این مرد، انسانی است همانند شما، می خواهد بر شما برتری جوید.
«إن هو إلاّ رجل به جنّة» مؤمنون/25
او مرد دیوانه ای بیش نیست.
«و قالوا مجنون و ازدجر» قمر/9
و گفتند: دیوانه است. و به دشنامش راندند.
قوم هود، شایعه سفاهت و دروغگویی حضرت هود را ساخته و پخش كردند:
«قال الملأ الذین كفروا من قومه إنّا لنراك فی سفاهة و إنّا لنظنّك من الكاذبین» اعراف/66
مهتران قوم او كه كافر شده بودند، گفتند: می بینیم كه به بی خردی گرفتار شده ای و پنداریم كه از دروغگویان باشی.
شایعه شوم بودن صالح و طرفداران او نیز شایعه ای بود كه ساخته و پرداخته قوم آن حضرت بود:
«قالوا اطّیرنا بك و بمن معك» نمل/47
ما تو را و یارانت را به فال بد گرفته ایم.
ساحر بودن، مسحور شدن، دروغگویی و جنون موسی در شمار شایعاتی است كه فرعون، قبطیان و نبطیان برای موسی درست كردند:
«قالوا ما هذا إلاّ سحر مفتری و ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین» قصص/36
گفتند: این جادویی است بر ساخته، ما از نیاكان مان چنین چیزهایی نشنیده ایم.
«قالوا هذا سحر مبین» نمل/13
گفتند: این جادویی آشكار است.
«إنّ هذا لساحر علیم» شعراء/34
گفت: این مرد، جادوگری داناست.
«فقال له فرعون إنّی لأظنّك یا موسی مسحوراً» اسراء/101
و فرعون به او گفت: ای موسی، پندارم كه تو را جادو كرده باشند.
«فقالوا ساحر كذّاب» غافر/24
و گفتند: كه او جادوگری دروغگوست.
«و قال ساحر أو مجنون» ذاریات/39
و فرعون گفت: جادوگری است یا دیوانه ای.
قوم شعیب بر اساس یك شایعه كه معلوم نیست نخستین سازنده آن چه كسی بوده، حضرت شعیب را دروغگو، افسون شده و نادان می خواندند:
«قالوا إنّما أنت من المسحّرین. و ما أنت إلاّ بشر مثلنا و إن نظنّك لمن الكاذبین» شعراء/185ـ186
گفتند: جز این نیست كه تو را جادو كرده اند تو نیز بشری همانند ما هستی و می پنداریم كه دروغ می گویی.
در تاریخ اسلام نیز شایعات بسیاری، پیامبر و مسلمانان را درگیر ساخته و بخشی از جامعه اسلامی را گرفتار تردید، دو دلی، سستی، اضطراب و دلهره كرده است. شایعاتی كه در عصر پیامبر رواج یافت از نظر محتوا مانند شایعاتی است كه پیش از این دیگر پیامبران الهی را آزرده می ساخت:
«كذلك ما أتی الذین من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون. أ تواصوا به بل هم قوم طاغون» (ذاریات/5354)
بدین سان بر آنهایی كه از این پیش بودند پیامبری مبعوث نشد؛ جز آنكه گفتند: جادوگری است، یا دیوانه ای است. آیا بدین كار یكدیگر را وصیت كرده بودند؟ نه خود مردمی طاغی بودند.
شایعات عصر پیامبر را به چند گروه می توان تقسیم كرد:

الف. شایعاتی كه شخصیت پیامبر را نشانه گرفته بود. این گروه خود بر چهار گونه بود:
1. شایعه ساحر و شاعر بودن پیامبر
درآغاز فراخوان پیامبر، یك یا چند نفر شایعه ساحر، كاهن، شاعر و… بودن را ساختند و دیگران با شنیدن این شایعات آنها را به سرعت میان مردم پخش كردند.4 این شایعات به گونه ای رواج یافت كه كفرپیشگان خود نیز باور كردند و پیامبر را ساحر، شاعر و مجنون خواندند و قرآن را سحر، شعر و اباطیل معرفی كردند:
«و قال الكافرون هذا ساحر كذّاب» ص/4
«بل هو شاعر» انبیاء/5
«إنّك لمجنون» حجر/6
«و یقولون أئنّا لتاركوا آلهتنا لشاعر مجنون» صافات/36
2. شایعه خیانت
در میان غنایم جنگ بدر، مخمل سرخی وجود داشت، این مخمل مفقود شد، شماری این شایعه را ساختند كه خود پیامبر این مخمل را برداشته است. این شایعه در میان مردم رواج یافت و پس از آن آیه شریفه زیر نازل گردید:
«و ما كان لنبی أن یغلّ و من یغلل یأت بما غلّ یوم القیامة ثم توفّی كلّ نفس ما كسبت و هم لایظلمون» آل عمران/4161
هیچ پیامبر را شایسته نیست كه خیانت كند و هر كه به چیزی خیانت كند، آن را در روز قیامت با خود آورد. سپس جزای عمل هر كس به تمامی داده خواهد شد و بر كسی ستمی نرود.
شمار دیگری از قرآن پژوهان و تفسیرگران، سبب نزول دیگری برای این آیه می آورند كه بر اساس آن، گروهی ازنگهبانان تنگه در جنگ احد چنین شایع كردند كه هر كس از غنایم چیزی برای خود نگیرد نباید امیدی به دریافت غنایم از پیامبر داشته باشد. وقتی پیامبر این شایعه را شنید در پاسخ گفت: «گمان می كنید كه من به شما خیانت می كنم و سهم شما را از غنایم نمی دهم».5
3. شایعه عادل نبودن
شایعه دیگری كه شخصیت پیامبر را نشانه گرفته بود شایعه بی عدالتی آن حضرت بود. منافقان پس از جنگ حنین این گونه شایعه كردند كه پیامبر در تقسیم غنائم به عدالت رفتار نمی كند6:
«و منهم من یلمزك فی الصدقات فإن اُعطوا منها رضوا و إن لم یعطوا منها إذاهم یسخطون» توبه/58
و بعضی از ایشان تو را در تقسیم صدقات به بیداد متهم می كنند، اگر به آنها عطا كنند خشنود می شوند و اگر عطا نكنند خشم می گیرند.
4. شایعه زودباوری و سادگی
این شایعه توسط منافقان ساخته و پخش شد.
«و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو أذن» توبه/61
بعضی از ایشان پیامبر را می آزارند و می گویند كه او به سخن هر كس گوش می دهد.7

ب. شایعاتی كه خانواده پیامبر را اذیت و آزار می داد؛ مانند شایعه بی وفایی عایشه. عایشه در این باره می گوید: هرگاه پیامبر قصد سفر داشت یكی از همسران خویش را به قید قرعه با خود می برد. در جنگ بنی مصطلق قرعه به نام من خورد و من همراه آن حضرت رفتم. در بازگشت از این غزوه برای رفع حاجتی از سپاه جدا شدم وقتی به سپاه پیوستم گردنبندم را نیافتم، برای یافتن گردنبند دوباره از سپاه فاصله گرفتم. وقتی گردنبند را یافتم و به قرارگاه بازگشتم سپاه رفته بود. همراهان من به تصور اینكه من درون هودج هستم، هودجم را بر شتر نهاده بودند و سپاه حركت كرده بود. به ناچار شب در همان قرارگاه خوابیدم. صبح روز بعد صفوان بن معطل كه در عقبه سپاه حركت می كرد مرا دید او شترش را در اختیار من قرار داد و خود در جلوی شتر به راه افتاد. وقتی به مدینه رسیدیم مردم درباره اهل افك سخن می گفتند. نزد پیامبر رفتم اما ایشان آن محبت همیشگی را به من نشان ندادند من كه به سختی بیمار شده بودم مدتی استراحت كردم و پس از بهبود نسبی شایعه را از خدمتكارم شنیدم، سخت ناراحت شدم و… پیامبر از صحابه نظرخواهی كرد و وقتی یاران و انصار پیامبر از پاكدامنی من گفتند پیامبر بر منبر رفت و قذف كننده (دهندهٌ نسبت ناروا) را سرزنش كرد بدون اینكه نام او را ببرد. در این هنگام یك نفر از قبیله اوس گفت: اگر قاذف از قبیله ما باشد او را می كشیم و اگر از قبیله خزرج باشد اگر شما اجازه دهی او را خواهیم كشت. یك نفر از قبیله خزرج ازاین سخن آشفته شد و مشاجره میان اوس و خزرج بالا گرفت تا آنجا كه این دو قبیله در آستانه جنگ قرار گرفتند… شایعه همچنان ادامه داشت تا آن كه آیات زیر از سوره نور فرود آمد:
«إن الذین جاءوا بالإفك عصبة منكم لاتحسبوه شرّاً لكم بل هو خیر لكم… إن الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الآخرة و لهم عذاب عظیم» (نور/11ـ23)8
این سبب نزول در نگاه برخی از مفسران شیعه مورد قبول نیست، به باور این عده سبب نزول این آیات، قذف ماریه قبطیه توسط عایشه است. وقتی ابراهیم از دنیا رفت، پیامبر بسیار اندوهگین شد. عایشه به پیامبر گفت: ابراهیم كه فرزند شما نیست كه این گونه غمگین شدی، او پسر جریح است. این سخن عایشه، پیامبر را بسیار خشمگین ساخت و آن حضرت امام علی(ع) را برای كشتن جریح فرستادند. وقتی جریح خشم امام و شمشیر برافراشته را دید فرار كرد. امام علی(ع) او را تعقیب كرد، جریح بالای درخت رفت، امام نیز او را دنبال كرد، جریح از ترس پایین پرید و به زمین خورد، لباس جریح بالا رفت و نادرستی و بی پایگی شایعه روشن گشت. امام نزد پیامبر بازگشت و نتیجه را گزارش داد و پیامبر به اشتباه خویش پی برد.9

ج. شایعاتی كه درباره شهادت پیامبر، شكست سپاه اسلام و شهادت برخی از صحابه پیامبر بود؛ مانند:
1. شایعه شهادت پیامبر در جنگ احد
در این جنگ، مصعب بن عمیر، پرچمدار سپاه اسلام به دست ابن قمیئه از جنگجویان بنام قریش به شهادت رسید. ابن قمیئه به گمان اینكه پرچمدار پیامبر است شایعه كشتن شدن پیامبر را ساخت. سپاه كفر وقتی شایعه را شنیدند یكصدا فریاد «قتل محمد» سر می دادند:10
«و ما محمّد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّ الله شیئاً و سیجزی الله الشاكرین. و ما كان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله كتاباً مؤجّلاً و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها…» آل عمران/144ـ146
جز این نیست كه محمد پیامبری است كه پیش از او پیامبرانی دیگر بوده اند. آیا اگر بمیرد یا كشته شود، شما به آیین پیشین خود باز می گردید؟ هر كس كه بازگردد هیچ زیانی به خدا نخواهد رسانید. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. هیچ كس جز به فرمان خدا نمی میرد؛ مدت مكتوب است. هر كس خواهان ثواب این جهانی باشد به او می دهیم….
2. شایعه شكست سپاه اسلام درجنگ تبوك
دو گروه از شركت در جنگ تبوك سرباز زدند:
یك. شماری از مؤمنان: «یا أیها الّذین آمنوا ما لكم إذا قیل لكم انفروا فی سبیل الله اثّاقلتم إلی الأرض أ رضیتم بالحیوة الدنیا من الآخرة» توبه/38
دو. منافقان: گروه دوم كه با بهانه های واهی از همراهی سپاه اسلام سرباز زدند، در مدینه شایعه شكست سپاه اسلام و شهادت پیامبر را پخش كردند. به مناسبت بروز این شایعه آیه زیر فرود آمد:
«إن تصبك حسنة تسؤهم و إن تصبك مصیبة یقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل»
(توبه/50) 11

شایعه سازان

دشمنان، منافقان، رقیبان انتخاباتی، تجاری، اقتصادی و… سهم بسیار زیادی در شایعه سازی بر عهده دارند و بخش عمده ای از شایعات از سوی این گروه ساخته و پرداخته می شود. نمونه های بسیاری از این دست را امروزه در حاكمیت ها، شركت ها، مؤسسات و مراكز گوناگون جهانی می توان دید.12 در شایعات عصر پیامبر نیز نشانه های روشنی از حضور دشمنان، منافقان و رقبا، در ساخت شایعه دیده می شود. منافقان مدینه گاه شایعه تمركز دشمن در نزدیكی مسلمانان و آمادگی ایشان را برای حمله را می ساختند و گاه از شكست، فرار، اسارت و شهادت پیامبر و سپاه اسلام خبر می دادند:
«لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینة»
احزاب/60
ارجاف، در لغت به معنای پخش گزارش های ساختگی به منظور ایجاد وحشت، دلهره و اضطراب است.12
در شایعه ساحر بودن پیامبر و شهادت پیامبر، ابوجهل و كفار مكه و ابن قمیئه به عنوان دشمن، ایفای نقش می كنند و شایعه توسط ایشان ساخته می شود. در شایعه قذف، خیانت پیامبر، شكست مسلمانان در جنگ بدر و… عبدالله بن ابی و پیروان او به عنوان منافقان مدینه شایعه سازی كردند و حمه دختر جحش و خواهر زینب به عنوان رقیب به آنها كمك كرد و شایعه ارتباط ماریه قبطیه با جریح توسط عایشه به عنوان هوو ساخته شد.
تحلیل و بررسی شایعات صدر اسلام نشان از نقش عمده منافقان در شایعه سازی و حضور كم رنگ دشمنان دارد. مشركان و كافران در رویارویی با مسلمانان، تنها به اذیت و آزار مسلمانان و كشتن ایشان فكر می كنند، اما منافقان كه درمیان مسلمانان زیست می كنند و خود را با آنها همراه نشان می دهند، ناگزیر از انتخاب شیوه ای متفاوت هستند. آنها بیشتر با اهرم شایعه به مخالفت و دشمنی با مسلمانان می پردازند و انتخاب دیگر شیوه ها را ناپسند و نشانگر دشمنی آشكار خویش با مسلمانان می دانند.

شایعه پراكنان

خودنمایی، دلواپسی، گوشه گیری، پرحرفی، تنهایی، تردید و دودلی، دشمنی و… از ویژگی های برجسته شایعه پراكنان است. عبدالله بن ابی و منافقان، بسیار نگران و مضطربند. عبدالله بن ابی با آمدن پیامبر موقعیت و جایگاه خود را از دست داده است. ازاین جهت او نیاز به خودنمایی دارد، شاید دیگران مانند گذشته به او روی آورند و وی را از تنهایی و نگرانی و اندوه درآورند. به این جهت او و دیگر منافقان جنگ روانی حساب شده ای علیه مسلمانان به راه انداخته و با ساختن و پراكندن شایعه و ایجاد اختلاف میان مسلمانان در پی رسیدن به اهداف خود هستند. تنها عبدالله بن ابی در جنگ بنی مصطلق دوبار فتنه كرد؛ یك بار میان انصار و مهاجرین اختلاف افكند و سخنانی در نكوهش مهاجرین گفت و بار دیگر دربارهٌ رابطه عایشه با صفوان.
در نبرد احد نیز شایعه پراكنان در برابر مسلمانان خودنمایی می كنند و با فرافكنی از اضطراب و نگرانی خود می كاهند. مسلمانان نیز كه از درستی و نادرستی شایعه بی خبرند و گرفتار شك و تردید هستند برای رهایی از رنجی كه از عدم قطعیت گریبانگیر ایشان شده است شایعه را پخش می كنند.

بستر شایعه

شایعه به سراغ چه نوع رویدادها، حقایق و كدامین مردمان می رود؟ این پرسش درشمار نخستین پرسش هایی است كه درباره شایعه مطرح می شود. بستر شناسی شایعات نشان می دهد شایعات موفق، ماندگار و تأثیرگذار، شایعاتی هستند كه بر اثر ابهام یك خبر یا یك حادثه، بدبینی به یك یا چند نفر یا یك واقعه، پنهان كاری و محرمانه نگه داشتن فعالیت ها، وضعیت نگران كننده و سوء تفاهم ها به وجود می آید. برای نمونه كالبد شكافی شایعه قذف نشان می دهد این شایعه بستر بسیار مناسبی داشته است و شایعه سازان بستر شناسان بسیار خوبی بوده اند. وقتی سپاه اسلام به مدینه می رسد پیامبر و سپاه اسلام متوجه غیبت عایشه می شوند، پس از چند ساعت (تقریباً به هنگام طلوع آفتاب و شاید هم دیرتر) عایشه همراه صفوان به ورودی شهر می رسند.14 این صحنه كاملاً مبهم است؛ هم عایشه زمینه مناسبی برای انگ خوردن دارد و هم صفوان. عایشه زنی است بسیار جوان كه با همسرش بیش از 40 سال اختلاف سن دارد. چنین اختلاف سنی در بسیاری یا دست كم در برخی موارد به بی وفایی همسر می انجامد. صفوان مردی است جوان، كه همسر او از وی به پیامبر شكایت می برد: صفوان به من اجازه روزه گرفتن نمی دهد وقتی پیامبر از صفوان می پرسند چرا اجازه نمی دهی؟ او در پاسخ از جوانی خود و نیازش به روابط جنسی می گوید.14
افزون بر این، زمان غیبت عایشه و صفوان نیز زمانی است كه پنهان كاری را ممكن می سازد. وقتی عایشه و صفوان پس از چند ساعت به مدینه می رسند نتیجه آن است كه آنها طول شب را در تنهایی با یكدیگر بوده اند. بدبینی مردم به این دو نفر نیز بسترساز مهم دیگری برای تأثیرگذاری شایعه و رواج سریع آن است؛ اگر مردم خوش بین بودند و به تعبیر آیه قرآن گمان خیر درباره آنها می دادند، شایعه در نطفه خفه می شد و هیچ گاه میان مردم پخش نمی شد: «لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»(نور/12)
در شایعه شهادت پیامبر نیز آنچه بستر را برای ساخت و پخش شایعه فراهم می آورد، یكی وجود حقیقتی بود كه اتفاق افتاد و دیگری احساس خطر مسلمانان و شادمانی كفار مكه بود. در احد، حقیقتی اتفاق افتاده بود؛ بر اساس برخی روایات، ابن قمیئه ضربتی سخت بر پیامبر فرود آورد و بر اساس تعدادی از روایات، پرچمدار سپاه اسلام به شهادت رسیده بود.16 این حقیقت برای كفار شادمانی آورد و برای مسلمانان نگرانی و اضطراب و دلهره17. ابن قمیئه می دانست كه پرچمدار اسلام را كشته است اما تصور می كرد این پرچمدار همان پیامبر است18 و بر اساس برخی روایات تصور می كرد زخمی كه بر پیامبر وارد ساخته او را از پا در می آورد.19 به این جهت وقتی شایعه شهادت پیامبر كلید خورد كفار بسیار خرسند شدند و مسلمانان، بسیار نگران و مضطرب.
بسترساز مهم دیگری كه در این شایعه چهره می نماید، احساس خطر و نگرانی بسیار شدید سپاه اسلام است. این احساس، شماری از سپاهیان اسلام را ناگزیر از پخش شایعه و نقل آن برای دیگر مسلمانان می كرد. زمزمه پناهندگی به عبدالله بن ابی، تسلیم، بازگشت به دین گذشته20 و فرار از جنگ21 نشانگرهایی است كه از احساس خطر بسیار شدید مسلمانان حكایت دارد.
بسترشناسی شایعه ساحر بودن پیامبر نیز نشان می دهد بستر این شایعه بسیار مناسب است. پیامبر تأثیر شگرفی بر كفار و مشركان دارد. وقتی آن حضرت آیات قرآن را می خواند عظمت آیات قرآن به گونه ای است كه بزرگان مكه نیز تسلیم حق می شوند. وقتی عده ای مانند ابوجهل این تأثیرگذاری را می بینند، شایعه ساحر بودن پیامبر را می سازند و مردمی كه تأثیر شگفت آور سخنان پیامبر را دیده و شنیده اند این شایعه را باور كرده به سرعت به دیگران منتقل می كنند، تا آنجا كه شماری از بزرگان كفر، از رو در رویی با پیامبر فرار می كنند و گروهی دیگر برای نشنیدن سخنان پیامبر در گوش های خود پنبه می كنند.
در شایعه خیانت پیامبر نیز بستر شایعه بسیار در خور توجه است. غنایم جنگ در اختیار پیامبر است. مخمل سرخی كه در میان غنایم بوده مفقود شده، گم شدن مخمل در هاله ای از ابهام است، منافقان و شماری دیگر به همه بدبین هستند، كسی پاسخ گو نیست و اطلاع رسانی صورت نگرفته است. با این زمینه ها ناگهان منافقان شایعه خیانت پیامبر را می سازند و آن را به سرعت پخش می كنند.
در شایعه سادگی پیامبر نیز تسامح و مدارای پیامبر برای منافقان در هاله ای از ابهام است، منافقان عینك بدبینی بر دیدگان خود زده اند. در نتیجه آنها شایعه سادگی پیامبر را می سازند و به دیگران این گونه القا می كنند كه هرچه به پیامبر بگویید او باور می كند.

زمینه های اصلی شایعه

مسائل جنسی، مالی، بیماری، مرگ، روابط پنهانی افراد و حكومت ها و… ازمهم ترین زمینه های شایعه به شمار می آید.
در قذف همسر پیامبر، زمینه اصلی شایعه ارتباط جنسی است؛ هر چند احتمال می رود شایعه عبدالله بن ابی در آغاز چندان تند و تیز و زننده نبوده است، به خصوص با نظر داشت این موضوع كه دربازگشت از همین غزوه، و پیش از قذف عایشه، عبدالله فتنه دیگری درست كرده بود و از سوی پسرش و عده ای تهدید شده بود. بنابراین او جرأت ساخت شایعه ای كه به روشنی دلالت بر روابط نامشروع عایشه با صفوان داشته باشد ندارد. بنابراین به نظر می رسد جمله عبدالله در مورد عایشه تند و صریح و ركیك نبوده است؛ اما دیگران با آب و تاب دادن به آن و كم رنگ كردن برخی قسمت ها و افزایش برخی كلمات و برجسته ساختن آنها، شایعه را بسیار تند و تیز كرده قالب شعاری به آن داده باشند. شاهد این مدعا آنكه عایشه به هنگام ورود به مدینه متوجه پچ پچ مردم و سخنان ایشان شد، اما از آن چیز زننده ای استفاده نكرد و پس از چند روز متوجه شایعه زشت و ناروا شد.
در شایعه شهادت پیامبر، زمینه اصلی شایعه، زخمی شدن پیامبر یا شهادت پرچمدار اسلام است. در این شایعه نیز جمله ابن قمیئه كشته شدن پیامبر را نمی رساند؛ به خصوص آن شایعه كه با فعل مجهول «قتل محمّد» بیان شده است. اگر شایعه همان جمله ابن قمیئه بود مناسب بود به صورت معلوم به كار رود و ابن قمیئه فعل را به خود نسبت دهد. بنابراین، ابن قمیئه از زخمی شدن پیامبر و یا كشته شدن پرچمدار اسلام خبر داده است و دیگران این خبر را آب و تاب داده و در نهایت به شكل شعار «قتل محمّد» در آورده اند.
در شایعه خیانت پیامبر، زمینه اصلی شایعه، مسائل مالی و ناسازگاری گفتار و رفتار پیامبر است، چنان كه در شایعه سادگی پیامبر و ساحر، مجنون و شاعر بودن آن حضرت، زمینه اصلی شایعات اثبات بیماری پیامبراست.

عوامل اصلی شایعه پراكنی

عوامل اصلی پخش شایعه كه بسیاری از شایعه پراكنان به آن جهت شایعه پراكنی می كنند عبارتند از:

1. گزارش بودن

شایعه از آن جهت كه خبر است و موضوعی غیرعادی و غیرمنتظره را منتقل می كند مخاطبان و شنوندگان را جذب می كند. تا خبر نباشد شایعه شكل نمی گیرد و تا شایعه شكل نگیرد خواننده یا شنونده آن را برای دیگران نقل نمی كنند. ارتباط عایشه با صفوان، شهادت پیامبر، ساحر بودن آن حضرت، خیانت و سادگی پیامبر از اخبار داغ و مهیج است. هر كس این شایعات را می شنود به سرعت به دیگران می رساند. گویا وظیفه ای اخلاقی و دینی در پخش چنین شایعاتی دارد. چنان كه اخبار جهان سیاست بویژه در زمان ما این گونه است. مثلاً شایعه ترور كندی رئیس جمهور امریكا خبری بسیار داغ بود به گونه ای كه در كمتر از نیم ساعت پس از ترور كندی 68٪ و تا یك ساعت و نیم بعد از آن 92٪مردم امریكا از حادثه با خبر شدند.22

2. رهایی از فشار

وقتی افراد، شایعات ناگوار را می شنوند فشار عصبی زیادی را تحمل می كنند، فشاری كه از عدم قطعیت و ناآگاهی به وجود می آید. دراین موارد شنونده با پخش شایعه در پی رهایی از این فشار عصبی و نگرانی پدید آمده از شایعه است. او به این وسیله می خواهد دیگران را در نگرانی خود سهیم كند. اگر شایعه نادرست است دیگران نادرستی شایعه را اثبات كنند و اگر درست است همگی چاره ای بیندیشند. بنابراین وقتی بسیاری از اهل مدینه از ارتباط عایشه و صفوان می گویند این شایعه پراكنی از بی ایمانی و دشمنی ایشان با پیامبر حكایت ندارد، بلكه شمار درخور توجهی ازمردم در پی كاهش نگرانی، اضطراب و رنج حاصل از بی خبری خویش هستند. برای نمونه وقتی همسر خالد بن زید انصاری قذف عایشه را با همسر خود در میان می گذارد، احتمال بی وفایی عایشه را نمی دهد. بنابراین تنها در پی خالی كردن خود و رهایی ا ز فشار عصبی است كه این شایعه بر او وارده كرده است.
وقتی سپاه اسلام در جنگ احد ازشهادت پیامبر سخن می گویند در صدد تضعیف خود و تقویت دشمن نیستند. آنها با پخش شایعه نگرانی خود را به دیگران منتقل می كنند و منتظر تكذیب یا تأیید و تكلیف خود هستند. بر این اساس وقتی برخی از سپاه اسلام برای عده ای دیگر شایعه شهادت پیامبر را نقل می كنند آن عده می گویند اگر راست است ما نیز باید مانند او با دشمن جهاد كنیم تا شهادت را در آغوش گیریم و برخی دیگر از تسلیم به دشمن و پناه بردن به عبدالله بن ابی سخن می گویند.

3. خشنود ساختن دیگران

بسیاری شایعات را برای خوشایند دیگران نقل می كنند. «بسیاری از شایعات تنها بدین دلیل كه سرگرم كننده و جالب هستند پخش می شوند و كسانی كه آنها را پراكنده می كنند اعتقادی به محتویات آنها ندارند، اما مطمئن هستند بر روی كسانی كه دورشان جمع می شوند تا خبرها را بشنوند اثر می گذارد.»23 در نگاه این گروه، شایعه در مقایسه با جوك و لطیفه از كارآیی بهتری برخوردار است؛ در شایعات انبوهی از اطلاعات درست و نادرست وجود دارد كه همه افراد خواهان شنیدن آنها هستند. عده ای ازاهل مدینه برای سرگرمی به پخش شایعه اقدام می كنند و برخی از كفار مكه سخن گفتن درباره ساحر بودن پیامبر و سحر بودن قرآن را نقل مجالس خویش ساخته اند.

4. برون رفت از سكوت

یكی از عوامل دیگر پخش شایعه شكستن سكوت حاكم بر مجالس است؛ وقتی خویشاوندان یا دوستان دركنار یكدیگر قرار می گیرند و چیزی برای گفتن ندارند با پخش شایعات خود را سرگرم می كنند. بنابراین می توان پخش شایعاتی همانند ساحر بودن پیامبر، خیانت آن حضرت، بی وفایی عایشه و… را به عامل برون رفت از سكوت نسبت داد.
دشمنی، مخالفت، نفاق، حسد و… شمار دیگری از عوامل پخش شایعه است.

اهداف شایعه

بسیاری از شایعات بی هدف ساخته و پخش می گردد. اما شماری از شایعات هدفدار است. تضعیف روحیه دشمن، بالا بردن روحیه نیروهای خودی، سنجش واكنش دشمن، برآورد واكنش نیروهای خودی، حذف رقیب اقتصادی، سیاسی و انتخاباتی، بیان واقعیات، ایجاد تفرقه و دوگانگی در صف دشمن، ترور شخصیت افراد، كسب اطلاعات درست، وادار كردن مردم به شورش و قیام، اعلام فساد مسئولین و مدیران… در شمار اهداف شایعات قرار دارد.
در شایعه های قذف، شهادت پیامبر، ساحر خواندن آن حضرت، خیانت، بی عدالتی و سادگی پیامبر، شایعه سازان و برخی از شایعه پراكنان اهداف خاصی را دنبال می كنند.

اهداف شایعه قذف

برخی از اهداف عبدالله بن ابی، حمه ومنافقان از شایعه قذف عبارت است از:

1. ترور شخصیت عایشه

عایشه در میان همسران پیامبر، پس ازحضرت خدیجه جایگاه ویژه ای دارد. پیامبر نیز بر اساس برخی روایات، محبت و توجه بیشتری نسبت به او دارد. بنابراین منافقان با شایعه قذف، قصد تخریب شخصیت عایشه را دارند.

2. اذیت و آزار پیامبر و ابوبكر

هدف دیگر منافقان از این شایعه، آزار پیامبر و ابوبكر و طعن بر ایشان است. جصّاص درباره هدف عبدالله بن ابی از این شایعه می نویسد:
«و كان هو یقصد بذلك أذی رسول الله(ص) و أذی أبی بكر.»24
چگونه پیامبر اسلام چنین همسری برای خود اختیار كرده است و چگونه ابوبكر دختری تربیت كرده كه به همسرش بی وفایی می كند.

3. برآورد میزان حساسیت مسلمانان و واكنش ایشان

منافقان پیش از این شایعه مسلمانان را در جنگ احد آزموده بودند و بی تعهدی و ناپایداری برخی از مسلمانان را دیده بودند و اكنون پس از چندین ماه در پی آزمونی دوباره هستند.

4. ایجاد اختلاف و دوگانگی میان مسلمانان

عبدالله بن ابی از قبیله خزرج است و هرگونه برخورد تند با او از سوی قبیله اوس یا هر قبیله دیگری به اختلاف و تنش می انجامد. او با اطلاع از این موضوع شایعه قذف را ساخت و وقتی برخی از سران قبیله اوس ازمجازات او سخن گفتند گروهی از خزرجیان برآشفتند و در برابر قبیله اوس به رجزخوانی و تحقیر آنها پرداختند، به گونه ای كه در اندك زمانی دو قبیله رودر روی یكدیگر قرار گرفتند، اما تدبیر پیامبر و هوشیاری ایشان عرصه را بر جنگ افروزان تنگ كرد و آرامش به اردوگاه مسلمانان بازگشت.25

5. ایجاد بدبینی

در روایت عایشه كه شكل سبب نزول دارد، پیامبر و برخی دیگر از صحابه تحت تأثیر شایعه قذف قرار گرفتند؛ به گونه ای كه آن حضرت مانند گذشته به عایشه محبت و توجه نداشت و از توبه او سخن می گفت و شماری از صحابه سخنانی داشتند كه عایشه را آزار می داد.
اهداف شایعه شهادت پیامبر
در این شایعه نیز شایعه سازان و شایعه پراكنان اهدافی را دنبال می كردند برخی از مهم ترین این اهداف عبارتند از:

1. تضعیف روحیه سپاه اسلام

مهم ترین هدف شایعه پراكنان از شایعه «كشته شدن پیامبر» فرار سپاهیان اسلام و تسریع در شكست سپاه از هم گسیخته اسلام بود. شماری از كافران پس از ترك خدمت نگهبانان تنگه، مسلمانان را دور زدند و به محاصره درآوردند، عده ای در این محاصره شهید و گروهی در برابر دشمن ایستادگی كرده و درگیر جنگی سخت شدند. دشمن برای درهم شكستن مقاومت این گروه به جنگ روانی پرداخت و با پخش شایعه شهادت پیامبر، سپاه اسلام را ناگزیر از هزیمت ساخت.

2. زمینه سازی برای تفرقه افكنی

وقتی شایعه شهادت پیامبر در تمام صحنه جنگ طنین افكن شد منافقان كه نقش ستون پنجم دشمن را بر عهده داشتند عملیات روانی خود را آغاز كرده مسلمانان را از برخورد خشن كافران می ترساندند، عبدالله بن ابی را پناهگاهی مطمئن برای فراریان معرفی می كردند و مسلمانان را تشویق به خروج از دین اسلام و بازگشت به گذشته می كردند: «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم»

3. القای باور ناتوانی پیامبر در برابر یكی از جنگجویان قریش

در دیگر شایعات نیز هدف اصلی دشمن جلوگیری ازگرایش مردم به پیامبر و بی توجهی و فرار ایشان از پیامبر بود. برای نمونه وقتی طفیل وارد مكه می شود برای اینكه تحت تأثیر سحر پیامبر قرار نگیرد گوش های خود را پر از پنبه می كند تا صدای پیامبر را نشنود.

باورپذیری شایعات

باورپذیری شایعات چگونه است؟ چرا مردم شایعات را باور می كنند؟ چرا در بعضی از جوامع، روشنفكران به شایعات بیش از اخبار رسمی اعتماد دارند؟
پاسخ های گوناگونی می توان برای این پرسش ها یافت كه تعدادی عبارتند از:

1. مستند بودن شایعات

یكی ازعوامل اصلی پذیرش شایعات، مستندسازی این شایعات است، شایعه سازان و شایعه پراكنان همیشه شایعات را به افراد مطلع و آگاه و منابع موثّق نسبت می دهند. این مستندسازی ها مخاطبان را تا حدودی نسبت به درستی شایعات مطمئن می سازد؛ به ویژه وقتی شایعه ساز و شایعه پراكن فرد قابل اعتمادی باشد.

2. درستی برخی از شایعات

عامل دیگر پذیرش شایعات، درست از كار درآمدن تعدادی از شایعات است. وقتی این رخداد چند بار اتفاق افتد و تجربه شود اطمینان و اعتماد مردم به شایعات بسیار می شود تا آنجا كه مثلاً بنابر آمارهای اعلام شده 95 درصد روشنفكران روسیه اعتماد بیشتری به شایعات به عنوان اخبار تأیید نشده دارند؛ تا اخبار رسمی.

3. سادگی برخی از مردم

بسیاری از مردم از اهداف شایعه سازان و شایعه پراكنان بی خبرند. آنها نمی توانند یا وقت ندارند درباره كسانی كه از شایعات بهره می برند بیندیشند. همین عامل باعث می شود شایعات را باور كنند. وقتی عده ای از قبیله خزرج، تعصب و غیرت عبدالله بن ابی را عامل قذف عایشه می دانند و احتمال دیگری نمی دهند شایعه قذف از نظر ایشان پذیرفتنی می نماید.

4. احتمال درستی شایعات

عامل دیگر باورپذیری شایعات، احتمال درستی یك شایعه است. هر مقدار احتمال درستی یك شایعه بیشتر باشد باور مردم بیشتر می شود.
وقتی عایشه همراه صفوان به دروازه مدینه می رسد عده ای بی وفایی عایشه را محتمل می دانند و در نتیجه شایعه قذف را باور می كنند.
وقتی غنائم جنگ بدر جمع آوری می شود و در اختیار پیامبر قرار می گیرد شماری دستبرد پیامبر را محتمل می دانند و شایعه خیانت را باور می كنند.
وقتی زید بن حارثه با شتر پیامبر خبر پیروزی سپاه اسلام را می آورد گروهی شایعه شكست سپاه اسلام را قابل قبول می دانند.

5. بدبینی

یكی دیگر از عوامل مهم پذیرش شایعات، بدبینی شنوندگان شایعه نسبت به برخی افراد، مسئولان و شركت ها و… است. برای نمونه بدبینی عده ای به عایشه و صفوان، عامل پذیرش شایعه قذف گردید.

راهكار مبارزه با شایعات

دو راهكار مهم برای مبارزه با شایعات وجود دارد:

٭ مرحله اول: پیش گیری

موفقیت این مرحله بسته به همكاری همه جانبه دو گروه است:
الف. گروهی كه شایعات درباره آنها ساخته و پخش می شود.
ب. گروهی كه شایعه سازی و شایعه پراكنی می كنند.
گروه نخست با دو راهكار می توانند از بروز شایعات و پخش آن جلوگیری كنند و شمار دیگری از شایعات را ریشه كن سازند.

یك. اطلاع رسانی سریع و دقیق؛

بخش عمده ای از شایعات بر بستر ابهامات می نشیند. اگر نهادها و گروه های اجتماعی همچون مؤسسات، شركت ها، و نیز افراد و كلیه كسانی كه شایعات درباره آنها رواج می یابد، ابهام زدایی پیشه كنند، به موقع و سریع اطلاع رسانی داشته باشند، مردم را با فقر اطلاعات درباره نوع فعالیت، ابزار و سازوكارو… روبرو نسازند و فعالیت های خود را در هاله ای از ابهام قرار ندهند، بخش عمده ای از شایعات شكل نمی گیرد و یا به سرعت در میان مردم پخش نمی شود.
از باب نمونه امروزه و در عرصه فعالیت های دولتی و غیردولتی، روابط عمومی شركت ها، وزارتخانه ها، ادارات، كارخانجات و… مهم ترین وظیفه را بر عهده دارند. آنها با اطلاع رسانی دقیق می توانند از بروز شایعه درباره محصولات، تولیدات، خدمات، روابط، سرمایه، عملكرد و… خود پیش گیری كنند.
تأسیس مراكز اطلاع رسانی مستقل نیز تا حد زیادی از ساخت شایعات جلوگیری می كند. این مؤسسات می توانند اطلاعات مورد نیاز مردم را به آنها منتقل كنند و ساخت و پخش شایعه را ناممكن یا بی ثمر نمایند.
افزون بر این، سرعت اطلاع رسانی نیز در كاهش شایعات و از میان رفتن آنها بسیار نقش آفرین است. بخش عمده ای از شایعات از اطلاع رسانی دیرهنگام پدید می آید. برای نمونه اگر عایشه در بدو ورود به مدینه اطلاع رسانی می كرد و قصه همراهی خود با صفوان را برای مردم می گفت، بسیاری از زمینه های شكل گیری شایعه قذف از میان می رفت و افرادی چون عبدالله بن ابی و دیگر منافقان شایعه سازی نمی كردند و شماری دیگر شایعات را باور و پخش نمی كردند. اما اطلاع رسانی بسیار دیرهنگام بود، او پس از تقریباً بیست روز از اصل شایعه با خبر شد و به اطلاع رسانی پرداخت. اما این اطلاع رسانی نه از بروز شایعه پیش گیری كرد و نه جلو گسترش بیشتر آن را گرفت، هر چند این اطلاع رسانی تا اندازه ای حیثیت برباد رفته او را به وی بازگرداند.
اطلاع رسانی هرچند بسیار مطلوب است، اما ابهام در اطلاع رسانی صدمات جبران ناپذیری برجای می نهد كه این صدمات اگر بیشتر از سایر گزینه ها نباشد از آن كمتر نخواهد بود. برای نمونه اطلاع رسانی پیامبر از جنگ بدر بسیار پسندیده و به هنگام بود؛ اما استفاده یكی از دو فرستاده از شتر مخصوص پیامبر برای آنان كه به دنبال نقاط ابهام بودند یك ابهام بزرگ بود، اگر مسلمانان آن گونه كه فرستادگان می گویند پیروز جنگ هستند، چرا شتر پیامبر در اختیار زید بن حارثه است؟ همین ابهام در سبب پیدایش شایعه شكست مسلمانان در جنگ بدر شد به گونه ای كه برخی از مردم مدینه نیز این شایعه را باور كرده و آمدن شتر پیامبر را نشان از شكست سپاه اسلام و فرار آن دو نفر خواندند.

دو. اعتماد سازی؛

اطلاع رسانی سریع و به هنگام، آن گاه نتیجه بخش است كه مراكز اطلاع رسانی یا افراد و شخصیت هایی كه شایعات در مورد آنها ساخته می شود اعتماد مردم را با خود داشته باشند. وگر نه هرگونه اطلاع رسانی به شایعات بیشتری می انجامد. رسانه ها، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، مؤسسات خبر رسانی، روابط عمومی ها و… اگر نتوانند اعتماد مخاطبان خویش را جذب كنند آنها را به سمت دریافت اطلاعات از بنگاه های خبرپراكنی و سایت های خبررسانی و… سوق می دهند و چون این مؤسسات تا اندازه ای اعتماد مخاطبان را با خود دارند هر شایعه نادرستی را نیز می توانند به عنوان یك خبر درست منتقل سازند. برای نمونه اعتماد مردم كوبا به چه گوارا و انگلیسی ها به چرچیل در اعلام آمار و تلفات بمباران ها و اخبار جنگ، از نمونه های تاریخ سیاسی دهه های اخیر است.26
گروه دوم كه شایعه به دست ایشان پراكنده می شود نیز در راستای پیش گیری و مبارزه با شایعات وظایفی دارند كه برخی از مهم ترین وظایف ایشان عبارتند از:

1. خوش بینی و حسن نیت؛

بسیاری از شایعات، نتیجه بدبینی و بی اعتمادی است. وقتی شایعه سازی مانند عبدالله بن ابی به عایشه و صفوان بدبین است شایعه می سازد و عده ای با پذیرش شایعه در ترویج آن می كوشند. بر این اساس سوء ظن به دیگران، تهمت، غیبت و بهتان، گناه كبیره خوانده می شود:
«یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا كثیراً من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم و لاتجسّسوا و لایغتب بعضكم بعضاً» حجرات/12
«لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً و قالوا هذا إفك مبین» نور/12

2. هوشیاری؛

گسترش و رواج بسیاری از شایعات، نتیجه سادگی شنوندگان و خوانندگان است. وقتی افراد اغراض شایعه سازان را به مطالعه نمی گیرند و چشم بسته هر آنچه را می شنوند درست دانسته و پخش می كنند صدمات جبران ناپذیری خواهد داشت، در صورتی كه در نگاه قرآن هر خبری نیاز به تحقیق و تفحّص دارد:
«یا أیها الذین آمنوا إن جاءكم فاسق بنبأ فتبینوا أن تصیبواً قوماً بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» حجرات/6
اگر فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق و تفحص كنید، مبادا كه قومی را نادانسته در رنج و مصیبت افكنید و سپس خود بر كردهٌ خویش پشیمان گردید.

3. اطمینان از درستی شایعه؛

شایعات به دو گروه درست و نادرست تقسیم می شوند. بنابراین هر شایعه ای را نمی توان به دیگران رساند. احراز درستی شایعه شرط اساسی جواز انتقال آن به دیگران است. در آیات افك، كسانی كه شایعه قذف را باور نداشته ولی درباره آن سخن می گفتند نكوهش شده و مورد بازخواست قرار گرفته اند كه چرا وقتی شایعه قذف را شنیدند به خود حق دادند درباره آن سخن بگویند:
«و لولا فضل الله علیكم و رحمته فی الدّنیا و الآخرة لمسّكم فی ما أفضتم فیه عذاب عظیم. إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون بأفواهكم ما لیس لكم به علم و تحسبونه هینا و هو عندالله عظیم. و لولا إذ سمعتموه قلتم ما یكون لنا أن نتكلّم بهذا سبحانك هذا بهتان عظیم» نور/14ـ15
افزون بر این، علم به درستی یك شایعه نیز جواز انتقال را نتیجه نمی دهد، چه اینكه شایعه خبر است و پخش برخی اخبار، مصداق اشاعه فحشاء است:
«إنّ الذین یحبّون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدّنیا و الآخرة» نور/19
آنان كه دوست دارند كار زشت در میان مؤمنان شایع گردد، عذابی دردناك در دنیا و آخرت برای ایشان است.
پخش شماری از شایعات، صدمات جبران ناپذیری به همراه دارد، بنابراین از پخش این گونه شایعات باید اجتناب كرد. برای نمونه وقتی منافقان شایعه ای درباره شكست یا پیروزی می شنوند به سرعت آن را پخش می كنند؛ در صورتی كه بهترین گزینه در این موارد انتقال آن به پیامبر و ولی امر و دیگر صاحب نظرانی است كه می توانند این شایعات را تجزیه و تحلیل كنند و حقایق را به گوش همگان برسانند. چه اینكه انسان درنقل هر شنیده و دیده ای آزاد نیست و گوش و چشم و دل در آخرت مورد بازخواست قرار می گیرند:
«و إذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به و لو ردّوه إلی الرسول و إلی أولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم» نساء/83
«ولاتقف مالیس لك به علم إنّ السمع و البصر و الفؤاد كلّ أولئك كان عنه مسؤولاً» اسراء/36

٭ مرحله دوم: درمان

مرحله پیش گیری همیشه به نتیجه مطلوب و مورد انتظار نمی انجامد. بنابراین، مرحله درمان ضروری به نظر می رسد. در این مرحله با درپیش گرفتن راهكارهایی می توان شكل شایعات را از میان برد یا دست كم از گسترش و پیامدهای ناگوار شماری از شایعات كاست.

1. تكذیب

این راه حل، تأثیرگذارترین راه برای مبارزه با شایعات است. تكذیب شایعه هر چند به نوعی رواج شایعه است و افراد بیشتری را با اصل شایعه آشنا می سازد؛ اما در مجموع گزینه ای است كه ناگزیر از انجام آن هستیم و در میان سایر گزینه ها بهترین است.
بسیاری از گروه ها و احزاب،شركت ها، مؤسسات و تمامی كسای كه شایعات درباره آنها ساخته می شود با روش ها و وسایل گوناگونی به تكذیب شایعات می پردازند و در این میان آنان كه تكذیب را در زمان مناسب، با بهترین وسایل و روش ها و بدون هیچ گونه ابهامی انجام می دهند از دیگران موفق تر هستند.
تكذیب شایعه در آیات قرآن نیز راه حلی پسندیده و مناسب معرفی شده است، به گونه ای كه تمام شایعاتی كه درباره پیامبران الهی، پیامبر اسلام و قرآن صورت گرفته است تكذیب قرآن را به همراه دارد. برای نمونه بی وفایی همسر پیامبر تكذیب می شود، قرآن وحی الهی و معجزه معرفی می شود و جنون، سحر، خیانت و… پیامبر به شدت تكذیب می گردد:
«و ما كان لنبی أن یغلّ» آل عمران/161
«قل أنزله الذی یعلم السرّ فی السموات و الأرض» فرقان/6
«و إن كنتم فی ریب ممّا نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوا شهداءكم من دون الله إن كنتم صادقین» بقره/23
«قال یا قوم لیس بی ضلالة» اعراف/61
«إن الذین جاءوا بالإفك عصبة منكم» نور/11
«إنّ الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدّنیا و الآخرة» نور/23
سیره پیامبر نیز در برابر شایعات، تكذیب است. وقتی شایعه قذف، در سراسر مدینه پخش می شود، و شماری از صحابه در پاكدامنی عایشه سخن می گویند و عده ای سخنان دو پهلو می گویند، بسیاری از مردم در انتظار واكنش پیامبر هستند، در این هنگام پیامبر بر منبر می رود و در نكوهش قذف كننده و عقوبت او سخن می گوید. این سخنان هرچند تكذیب صریح و روشن شایعه نیست، اما از لحن پیامبر و سخنان ایشان مردم تكذیب شایعه را می فهمند.
مردم نیز با الگوگیری از قرآن و سنت پیامبر باید در برابر شایعات بایستند و با تكذیب شایعه و دروغگو خواندن شایعه سازان با آنها به مبارزه برخیزند:
«لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً و قالوا هذا إفك مبین» نور/12
تكذیب شایعه یك اصل مهم در رودررویی با شایعات است؛ اما انتخاب زمان مناسب برای تكذیب، در خور اهمیت بسیار است. وقتی در نبرد احد، شایعه شهادت پیامبر در میدان جنگ پخش می شود، پیامبر تا ساعت ها هیچ گونه علامت و نشانه ای كه حكایت از تكذیب شایعه باشد از خود بروز نمی دهد، و وقتی برای اولین بار «كعب مالك» پیامبر را زنده می یابد و در صدد تكذیب شایعه بر می آید پیامبر او را از این كار باز می دارد؛27 چه اینكه تكذیب شایعه در زمانی كه سپاه اسلام به هزیمت رفته اند و تعداد كمی محافظت پیامبر را بر عهده گرفته اند، دشمن را به حمله گسترده و تمام كردن كار تشویق می كند. در این موقعیت، نگه داشتن سپاه كفر، در موقعیتی كه نه درستی شایعه را بدانند و نه نادرستی آن را، بسیار بهتر از تكذیب شایعه است و قدرت تصمیم گیری را از ایشان می گیرد. تا آنجا كه ابوسفیان برای آنكه بتواند تصمیم بگیرد در میان شهدا به دنبال پیكر پیامبر می گردد و از عمر درباره درستی این شایعه پرسش می كند.28 در این جنگ وقتی پیامبر از تیررس دشمن دور شد و در نزدیكی فراریان از جنگ قرار گرفت با نشان دادن خود عملاً شایعه را تكذیب می كند.
تكذیب شایعات، همیشه تكذیب اصل شایعه نیست، بلكه در مواردی تكذیب آثار و فرایندهای شایعه است. برای نمونه وقتی شایعه شهادت پیامبر پخش می شود و عده ای تحت تأثیر این شایعه در برابر دشمن سست و ناتوان می نمایند و از تسلیم خود و بازگشت به دین گذشته خود و پناه بردن به عبدالله بن ابی سخن می گویند، قرآن می گوید:
«و ما محمّد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرّسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّ الله شیئاً و سیجزی الله الشاكرین. و ماكان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله كتاباً مؤجّلاً و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها و من یرد ثواب الآخرة نؤته منها و سنجزی الشاكرین. و كأین من نبی قاتل معه ربّیون كثیر فما وهنوا لما أصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استكانوا و الله یحبّ الصابرین» آل عمران/144ـ146

2. تقویت و بازسازی

در مبارزه با شایعات، تقویت فرد، مؤسسه و كارخانه ای كه هدف شایعه قرار گرفته است یك راه حل اصولی و منطقی است. برای نمونه در راستای مبارزه با شایعه خیانت پیامبر، قرآن، ساحت پیامبر را از هرگونه خیانت پاك و منزّه می خواند، خیانت را با نبوّت و رسالت حضرت محمد(ص) ناسازگار می نامد و پیامبر اسلام را امانت دار و درست كردار معرفی كرده می گوید: «وماكان لنبی أن یغل»(آل عمران/161)

3. خنثی سازی

شماری از شایعات آثار و عواقب بسیار ناگواری به همراه دارد. بنابراین در مبارزه با شایعات، خنثی سازی شایعات، یكی از راهكارهای مهم شناخته می شود. برای نمونه شایعه شهادت پیامبر، بسیاری از مسلمانان را از جبهه فراری داد و آیات قرآن با هدف ازمیان بردن اثرات این شایعه، قضا و قدر الهی را مطرح می كند و مرگ و زندگی را تابع قضا و قدر الهی می خواند: ای مسلمانان هیچ كس زودتر از اجلش نمی نمیرد. از مگر نهراسید و از جنگ فرار نكنید اگر اجل شما فرا نرسیده باشد در جنگ كشته نمی شوید و اگر رسیده باشد هر چند از جنگ فرار كنید باز هم مرگ شما را در آغوش می كشد:
«وماكان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله كتاباً مؤجّلاً» آل عمران/145

4. كیفر شایعه سازان و شایعه پراكنان

شایعه سازی بسته به نوع شایعه، صدمات جبران ناپذیری دارد. برخی شایعات یك حكومت را از اریكه قدرت به زیر می كشد، تعدادی زمینه سازی برای دخالت بیگانگان و اعمال برخی تحریم ها می كند و شماری اوضاع اقتصادی، سیاسی و امنیتی را نگران كننده نشان می دهد و عواقب ناگواری با خود می آورد. بنابراین در رودررویی با شایعه سازان نمی توان از یك نسخه استفاده كرد و همگی شایعه سازان را به یك گونه مجازات و كیفر داد. برخی شایعه سازان باید به سختی مجازات شوند، برخی تعزیر شوند، شماری تبعید گردند و عده ای مورد عفو و بخشش قرار گیرند. برای نمونه آیات افك از مجازات سخت عبدالله بن ابی و طرفداران او و محرومیت ایشان از برخی حقوق حكایت دارد: «فاجلدوهم ثمانین جلدة و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً»(نور/4) و آیه شریفه «لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینة لنغرینّك بهم ثمّ لایجاورونك فیها إلاّ قلیلاً»(احزاب/60) خواهان تبعید و كیفر شدید منافقان مدینه است.29
پیامبر اسلام نیز با پیروی از آیات قرآن برخورد تندی با شایعه سازان داشت؛ برای نمونه، عبدالله بن ابی، مسطح ابن اثاثه، حسان بن ثابت و حمة بنت جحش را حدّ قذف زد.30 شماری ازصحابه نیز شایعه سازان را كیفر می دادند؛ برای نمونه «صفوان بن معطل» در پی كشتن «حسان» یكی از قذف كنندگان بود به گونه ای كه برخی اسناد و روایت تاریخی از شلاق زدن صفوان بر جنازه حسان حكایت دارد.31 تعدادی از مجروح شدن حسان به شمشیر صفوان32 و برخی از مدارك تاریخی نیز كه شكل سبب نزول به خود گرفته است، نشانه هایی از برخورد تند عمر با شایعه سازان و شایعه پراكنان دارد.33

پی نوشت‌ها:

1. كاپفرر، ژان نوئل، شایعه، ترجمه خداداد موقر،15.
2. همان.
3. همان، 25.
4. برای نمونه به نظر می رسد ابوجهل برای نخستین بار پیامبر را ساحر می خواند او به قریش می گوید محمّد نه شاعر است نه كاهن و نه دروغگو، بلكه او ساحر است كه این گونه میان ما اختلاف انداخته است.
5. طبری، ابن جریر، جامع البیان، 4/206؛ شیخ طوسی، التبیان، 3/34؛ طبرسی، مجمع البیان، 2/432؛ حویزی، نورالثقلین، 1/406؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 1/126؛ سیوطی،لباب النقول فی أسباب النزول، 60؛ واحدی، اسباب النزول، 73؛ عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم (ص)، 6/198؛ فخررازی، التفسیر الكبیر، 9/70.
6. طوسی، التبیان، 5/241؛ ابن الجوزی، زاد المسیر، 3/308.
7. طبری، جامع البیان، 10/215؛ ابن الجوزی، زاد المسیر، 3/312.
8. طبری، جامع البیان، 18/116؛ طبرسی، مجمع البیان، 7/228ـ230.
9. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 2/99 و 2/319؛ طبرسی، مجمع البیان، 9/220.
10. طبرسی، مجمع البیان، 2/403؛ طبرسی، جوامع الجامع، 1/333.
11. اسباب النزول عن الصحابة و المفسرین، 119.
12. از جمله درشایعه ارتباط شركت پراكتراند گمبل با شیطان و شریك بودن شیطان در منافع این شركت و در نهایت وابستگی این شركت به فرقه مون، شایعه سازان اصلی رقبای این شركت و برخی از كشیشان بودند. شایعه آمیخته بودن همبرگر مك دونالد به گوشت كرم خاكی نیز توسط رقبای این شركت بزرگ ساخته شد.
13. راغب اصفهانی، مفردات غریب القرآن، 189؛ طوسی، التبیان، 8/361 ؛ طبرسی، مجمع البیان، 8/181.
14. طبری، جامع البیان، 18/119؛ النمیری، ابن شبه، تاریخ المدینة، 1/312.
15. احمد بن حنبل، مسند احمد، 3/85.
16. طبرسی، مجمع البیان، 2/405.
17. قاضی نعمان، شرح الأخبار، 1/279.
18. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 1/117.
19. همان.
20. ابن الجوزی، زاد المسیر، 2/35.
21. انصاری، ابن هشام، سیرة النبی، 3/624.
22. كاپفرر، ژان نوئل، شایعه، ترجمه خداد موقر، 93.
23. همان، 87.
24. جصاص، احكام القرآن، 3/397.
25. عسكری، سید مرتضی، احادیث أمّ المومنین عایشه، 2/120.
26. كاپفرر، ژان نوئل، شایعه، ترجمه خداداد موقر، 434ـ435.
27. صنعانی، عبدالرزاق، تفسیر القرآن، 1/136.
28. قاضی نعمان ، شرح الأخبار، 1/278.
29. طبرسی، مجمع البیان، 8/181؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 16/340.
30. شیخ مفید، الجمل، 116.
31. احمد بن حنبل، العلل، 2/397.
32. بیهقی، السنن الكبری، 8/56.
33. سیوطی، الدرّ المنثور، 2/80؛ لباب النقول، 48؛ شوكانی، فتح القدیر، 1/388؛ واحدی، اسباب النزول، 73.


CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org