تعداد بازدیدها : 1253
  عنوان مقاله : آداب خوردن در آموزه هاي قرآن
 نویسنده : خلیل منصوری
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (11339) >معارف قرآن(7683)->مباحث اجتماعي(600)->هنجارهاي اجتماعي(265)->آداب و رسوم(12)
  آدرس اینترنتی:   http://samamos.com/index.php?option=com_content&task=view&id=557&Itemid=49 
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
آداب خوردن در آموزه هاي قرآن

خلیل منصوری
نويسنده در نوشتار زير به برخي آداب و شرايط خوردن از ديدگاه قرآن پرداخته و ضرورت شكرگزاري و مذمت پرخوري و شكم بارگي را از ديدگاه اين كتاب آسماني بررسي كرده است كه باهم آن را ازنظر مي گذرانيم

اهميت غذا خوردن

انسان، آفريده اي است كه به سبب جنبه خلقي، نيازمند خوراك و تغذيه براي بقا و رشد است. غذا خوردن به معناي از گلو فرو دادن و بلعيدن، آدابي دارد تا غذا بتواند تأثيرات مطلوب و سازنده خود را به جا بگذارد. از اين رو در آيات قرآني به ابعاد اين مسأله پرداخته شده است. به ويژه آن كه غذا، تأثيرات شگرفي در جان و روان آدمي به جا مي گذارد و شخصيت و شاكله آدمي را شكل مي بخشد. در اين راستا برخي از روان شناسان مي گويند شما نوع غذا و شيوه خوردن آن را بگوييد تا شخصيت شما را به طور كامل تشريح كنند.
در فرهنگ اسلامي به اين نكته توجه داده مي شود كه غذا شخصيت آدمي را از آن رو تحت تأثير قرار مي دهد كه غذا و لقمه اي كه انسان مي خورد در يك فرآيند پيچيده به خون تبديل و تغيير ماهيت مي دهد و همين خون است كه در همه وجود خلقي آدمي جريان مي يابد و در مغز و قلب انديشه و تفكرات وي را شكل مي دهد. از اين رو در بينش و نگرش و گرايش هاي آدمي نقش مهمي را ايفا مي كند.
به نظر دانشمندان اسلامي لقمه حلال، كردار نيك را مي سازد و لقمه حرام پندار زشت و كردار زشت را به همراه خود دارد. به سبب همين تأثيرات شگرف و بنيادين است كه بخش مهمي از آموزه هاي قرآني و نبوي به حوزه خوردني ها تعلق دارد و درباره احكام و آداب خوردن تا خوردني هاي حرام و حلال سخن هاي دقيق و كامل و جامعي بيان شده است.
نخستين گناه آدم(ع) بلكه نخستين گناه در حوزه انسانيت، خوردن از درخت ممنوع بوده است. در حقيقت آدمي پس از آفرينش و آن همه احترام و تكريمي كه از سوي خدا و فرشتگان در حق وي روا داشته شد، از خوردن يك نوع ميوه منع مي شود ولي به وسوسه ابليسي كه خود بنيانگذار گناه به استكبار و سرپيچي از سجده است، گرفتار خوردن مي شود و از آثار مخرب و زيانبار آن در امان نمي ماند.
تغيير شكل حضرت آدم و حوا پس از خوردن از ميوه درخت و هبوط و رانده شدن از بهشت نخست، همه از پيامدهاي منفي خوردن ميوه اي است كه آيات 30تا 38 سوره بقره بدان اشاره مي كند. در اين آيات به روشني و وضوح به مسأله تأثيرات سوء و بد خوردن اشاره شده است كه خود درس هاي بزرگي براي آدمي است تا در خوردن دقت بيش تري كند و آن را كم اهميت و بي ارزش نشمارد و به نهي و امر خداوند در اين حوزه توجه بيش تري پيدا كند.

آداب و شرايط خوردن

از مهم ترين آداب خوردن، توجه به غذا به عنوان عنصر اصلي در خوردن است. به اين معنا كه انسان بايد بنگرد كه چه چيزي را مي خورد و در گلو فرو مي برد. خداوند مي فرمايد: فلينظر الانسان الي طعامه؛ انسان مي بايست به خوراك و غذاي خويش بنگرد. اين نگريستن و توجه يافتن، به چند معنا مي تواند تفسير شود. در حوزه غذا و خوراك مادي مي توان به مسايلي چون چگونگي آفرينش و تهيه خوراك اشاره كرد كه آدمي را به عظمت خداوند توجه مي دهد. در حقيقت اين غذايي كه آدمي مي خورد به عنوان نشانه اي از نشانه هاي خداوند مورد توجه شخص قرار گيرد. خورنده با تفكر و تأمل در خوراكي اي كه مي خورد مي تواند جايگاه خود و خداوند را به درستي تحليل كند و نقش خود را در هستي باز شناسد. (يونس آيه 24 و نحل آيه 11 و رعد آيه3و4)
گاه ديگري مي تواند با نگريستن در غذاي خويش به اين نكته توجه يابد كه اين خوراك چگونه در يك فرآيند به گوشت و پوست آدمي تبديل مي شود و شخصيت و هويت وي را مي سازد و سامان مي دهد.
همچنين مي توان با نگريستن به غذاي مادي و معنوي (مطالعات و تحقيقات) به اين توجه رسيد كه اين غذاي جسمي و روحي را كه مي خورد چيست و چه نقش سازنده و يا غيرسازنده اي در زندگي و شخصيت او خواهد داشت؟
استنباط ديگر از آيه اين است كه انسان مي بايست به اين مطلب توجه داشته باشد كه آيا لقمه و خوركي را كه مي خورد حلال و طيب است و يا حرام و ناپاك مي باشد؟
بنابراين يكي از مهم ترين آداب خوردن و اساسي ترين آنها توجه به نقش نشانه بودن خورك و خوردن است. هرچيزي در جهان نشانه اي از نشانه هاي خداست و آدمي مي بايست در هر كار و تفكري، خدا را در نظر داشته باشد و هر عمل و فكري او را به شناخت عظمت خدا و جايگاه خود در هستي و وظيفه اش آشنا سازد.
رعايت حدود الهي و توجه به پاكي خوراك از مهم ترين آداب ديگري است كه قرآن بدان اشاره مي كند و مي فرمايد آدمي در خوردن مي بايست در جست و جوي آن خوراك هاو غذاي هاي پاكي باشد كه خداوند به بشر بخشيده و روزي وي گردانيده است. (مائده آيه 87 و 88)
رعايت نكردن حدود الهي در خوردن، افزون بر تاثيرات دنيوي و جسمي و تغيير در خلق و خوي آدمي موجب مي شود تا شخص در مسير خشم و غضب الهي گام بردارد (طه آيه 81) و باعث از دست دادن محبوبيت خداوندي نسبت به خود شود. (مائده آيه 87و 88) از اين رو خداوند در آيه 4 مائده به انسان ها سفارش مي كند كه در خوردن، تقوي الهي را مراعات كنند و كاري برخلاف عقل و سيره عقلايي و شريعت انجام ندهند. در انتخاب غذا مواردي كه حرام است و خداوند از خوردن آن نهي كرده مورد توجه قرار گيرد و از آن ها استفاده نشود. غذاهايي را بخورد كه طيب و پاك هستند و طبيعت فطري بشري به سوي آن گرايش دارد و خداوند آن را حلال و طيب شمرده است. (مائده آيه 87و 88)
غذاهايي كه خداوند براي آدمي حلال كرده داراي منافع بيشماري است و در خوراك هايي كه حرام كرده هرچند گاه منفعتي كم وجود دارد ولي بيش تر از آن منفعت، ضرر و زيان براي جسم و جان و تن و روان دارد. كه از جمله آنها مي توان به خمر و خوك از نوشيدني ها و خوردني ها اشاره كرد.
ضرورت حلال خوري بنابراين اصل اساسي در آداب خوردن، نوع غذا و خوراكي است كه شخص براي خوردن انتخاب مي كند و لازم است كه غذا از خوراك هاي پاك و طيب و طاهر و حلال و داراي منافع بيشينه باشد و ضرر و زياني متوجه آدمي نسازد.تاكيد بر حلال خوري از آن روست كه آدمي به خوردن مال ديگران حريص و آزمند است و اگر اين اموال مال كساني باشد كه توانايي دفاع از خود را نداشته باشند و يا نتوانند از مال خويش محافظت كنند انسان گرايش شتاب آلوده تري نسبت به خوردن آن مي يابد. از اين رو بسياري از اموال يتيمان به ويژه دختران يتيم به يغما مي رود. بنابراين شخصي كه غذايي براي خود تهيه كرده و مي خواهد آن را بخورد مي بايست بنگرد كه اين غذا هر چند از نظر ذاتي پاك و طيب است ولي از نظر روش تهيه آن نيز حلال است و يا آن كه حرام و از مال ديگري به ويژه يتيمان تهيه شده است؟ (نساء آيه 4)

عجله در خوردن، ممنوع

از ديگر آداب خوردن كه قرآن بدان پرداخته و اهميت بسياري بدان داده دوري از عجله در خوردن است. شخصي كه غذا مي خورد مي بايست با طمانينه و آرامش غذا بخورد و از شتاب ورزيدن اجتناب نمايد. شتاب زدگي كه در آيه 4 سوره نساء بدان اشاره شده مي تواند هم به معناي خوردن مال يتيم پيش از بزرگ شدن وي باشد و هم مي تواند به معناي شتاب در خوردن يعني روش خوردن باشد. هرچند كه آيه در مفهوم نخست ظاهر است.
عدم اسراف
از ديگر آداب خوردن مي توان به مسئله اسراف و زياده روي در آن اشاره كرد كه از آن نهي شده است. اسراف به معناي زياده روي در خوردن است چنان كه تبذير به معناي ريخت و پاش و هدر دادن غذا و نعمت هاي خدادادي است.
انسان مي بايست در خوردن، زياده روي نكند؛ زيرا اسراف موجب مي شود تا جسم و تن وي آسيب ببيند و به انواع و اقسام بيماري ها دچار شود كه نتيجه آن چيزي جز ناتواني در پرستش و عبادت نيست. اين گونه است كه زياده روي و اسراف موجب مي شود تا شخص نتواند در مسير تكاملي خود به درستي گام بردارد و تن بيمار و رنجورش وي را از هر گونه پرستش و عبادت باز مي دارد.
در رياضت هاي شرعي و غيرشرعي چون رياضت هاي مرتاضان هندي، ديده شده كه چگونه رعايت اعتدال و حتي كاهش در تغذيه و خوراك موجب تقويت روح و تسلط و چيرگي آن بر جسم مي شود و انسان كارهاي خارق عادتي را مي تواند انجام دهد. در برابر، هرگونه زياده روي در خوراك و غذا موجب مي شود تا شخص از تسلط بر بدن و چيرگي بر نفس، عاجز و ناتوان شود و مهار زندگي و روح وي به دست جسم و نفس و هواهاي آن بيافتد.
براين اساس خداوند در آيات چندي چون آيه 141 سوره انعام و آيه 31 سوره اعراف و نيز آيه 6 سوره نساء از هرگونه اسراف و زياده روي بازداشته و از آدمي خواسته است تا در خوردن زياده روي نكند.
قرآن هرگونه اسراف و زياده روي و خروج از اعتدال به ويژه در امور مادي را امري زيانبار مي داند و با بيان اين كه خداوند اسراف و اسراف كنندگان را دوست نمي دارد مي كوشد تا آدمي را در مسير تكاملي و تعادل و اعتدال قرار دهد.
در حقيقت هرگونه اسراف و زياده روي در حوزه خوردن و نوشيدن يكي از علل و عوامل اصلي محروميت از محبت خداوندي شمرده شده و خداوند به صراحت اعلام مي كند كه مسرفان را دوست نمي دارد. (اعراف آيه 31)

شكرگزاري در خوردن

از ديگر آدابي كه قرآن براي خوردن بيان مي كند مسئله شكرگزاري است. خداوند به انسان مي آموزد تا درهر نعمتي، شكري به جا آورد كه موجب افزايش نعمت و جلب محبت وي مي شود. آدمي با شكرگزاري افزون بر اين كه تاثير غذا بر جان و جسم خويش را مي افزايد و آن را در مسير تكاملي قرار مي دهد موجب مي شود تا شخص از نعمت بيش تري برخوردار گردد. (بقره آيه 172 و نحل آيه 114 و سباء آيه 15)
از نظر قرآن شخصي كه در برابر نعمت شكر مي گزارد و پس از خوردن، شكر خداي را به جا مي آورد در حقيقت عبوديت خويش را نشان مي دهد. (بقره آيه 172 و نحل آيه 114) كساني كه سپاس و شكر نعمتي را به جا نمي گذارند نه تنها بندگاني خوب نيستند بلكه سزاوار توبيخ سرزنش نيز هستند كه قدر نعمت را ندانسته و شكرگزار آن نيستند. (يس آيه 34 و 35 و 72 و 73)

مذمت پرخوري و شكم بارگي

قرآن شكم بارگي و پرخوري و از روي لذت خوردن را به معناي خوردن حيواني مي داند كه انسان هاي با اين ويژگي از جايگاه انساني خويش عدول كرده اند و در مقام جانواران و حيوانات نشسته اند كه هدفي جز خوردن و نوشيدن ندارند. اين درحالي است كه هدف انسان فراتر از شكم بارگي است و مي بايست به جايگاه و ارزش خويش آگاه باشد و در تلاش براي رسيدن به آن بكوشد كه با شكم بارگي به دست نمي آيد. از آن جايي كه كافران انسان هايي بي ايمان هستند و از جايگاه انساني خويش غافل و بي خبرند خود را وقف شكم و شكم بارگي مي كنند و چون حيوانات زندگي مي كنند و مي خورند و مي آشامند. (محمد آيه 12)

ويژگي غذا

خوردن بايد به گونه اي باشد كه براي آدمي گوارا باشد و آسيبي به وي نرساند و سخت در گلو فرو نرود. از اين رو قرآن خوردن بهشتيان را به گوارا بودن توصيف مي كند تا آدمي را در اين دنيا به اين نكته توجه دهد كه آدمي مي بايست در غذا خوردن غذايي را برگزيند كه گوارا باشد و به نرمي و آساني در گلو فرو رود. (طور آيه 19)
غذا مي بايست اشتهاآور باشد و نفس را به وجد آورد. غذايي كه آدمي را به وجد نياورد تاثير مثبت و كاملي در انسان به جا نمي گذارد. (زخرف آيه 71)
از آداب ديگر خوردن اين است كه انسان درمهماني ها پس از خوردن غذا بر سر سفره بسيار ننشيند و به سخن گفتن نپردازد. اگر مهمان چند روزي است به گوشه اي ديگر رود و اگر براي مهماني وعده اي آمده است پس از خوردن از خانه بيرون رود. (احزاب آيه 53)
اين ها بخش هايي از آداب خوردن است كه از ديدگاه قرآن بررسي شد و به يقين آداب مفصلتر ديگري نيز دراين زمينه وجود دارد كه اين مجال گنجايش آن را ندارد. البته ذكر اين نكته ضروري است كه در اين مقال فقط به آياتي اشاره شد كه بطور صريح به بحث آداب خوردن مي پردازد.



CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org