سيماى قرآن
احمد فغانى
ارائه شده در جلسه افتتاحيه چهاردمين دوره مسابقات حفظ و قرائت و تفسير قرآن 1376 حسينيه ارشاد.
من كلام درنشان ايزدم من فروغ جاودان سرمدم عروة الوثقى (1) و برهان (2) و بشير (3) ذكر حق (4) و رحمت (5) و روح (6) و نذير مخزن الاسرار آيات حقم من بلاغم (7) رهنماى مطلقم هست گفتارم همه فصل الخطاب زنده گردانم بشر را همچو آب (8) حكمت (9) و مجموعه روشنگرى (10) عدل (11) و بشرى (12) قول از نقصان برى (13) گوهر انديشه را بخشم كمال نور (14) و علم (15) و حكمت من بىزوال من شفاى دردهاى سينهام (16) پاك (17) و صافى همچنان آئينهام گنجهاى معرفت در من نهان آفتاب معدلت در من عيان مىكنم تثبيت قلب مصطفى (18) تا كند تبيين آيات خدا (19) معجز جاويد پيغمبر منم كشتى توحيد را لنگر منم من صراط مستقيم (20) و قول (21) رب قيم (22) و حبل الله (23) ، بشرى (24) ، عجب (25) خصم باطل، خصم اهريمن منم كهف دينم، كشتى ايمن منم و ايمان (27) و مبارك (28) ، نعمتم (29) وحى (30) و تبيان (31) هادى اين امتم (32) متقين را من هدايت مىكنم (33) مؤمنين را من حمايت مىكنم چون كنى در من تدبر بيشتر (34) مىزنى بر قلب جهلت نيشتر مىكنم آسان تمام مشكلات حل كنم يكسر تمام معضلات گر شوم نازل به كوه استوار مىشود از خوف و خشيت چون غبار (35) بستهام من راه بر ترديد و ريب (36) قول حقم نيست در من هيچ عيب گشتهام نازل كه انسان شرور آورم بيرون ز ظلمتسوى نور (37) گر كه خواهى پيش يزدان منزلت باز كن با ذكر حق، قفل دلت (38) گر كنى پيراهن قرآن به تن آورم بيرون شما را از فتن در هجوم فتنههاى غرب و شرق رو به من آريد مردم (39) همچو برق مىكنم حق را ز باطل من جدا (40) مىكنم تصديق جمله انبياء (41) گر كه مىجوئى تو راه خود ز چاه پيروى از غير من باشد گناه (42) گر كه مىخواهى به جنت تو مقام ساز قرآن را براى خود امام (43) گر بيندازى تو من را پشتسر جايگاهت هست در قعر سقر (44) ظاهر من هست زيبا و انيق (45) باطن من هستبس ژرف و عميق (46) عالمان از من نمىگردند سير (47) ظالمان در پنجه من چون اسير مىنگردم كهنه از تكرار من (48) مىنگردم خسته از تذكار من هر كه دعوت كرد به ذكر حكيم كرده دعوت بر صراط مستقيم (49) نور قرآن كى فروكش مىكند نور حق دائم فروزش مىكند (50) گر تمام انس و جن و دشمنان جمع گردند از پى اطفاى آن مىكند كامل خداوند از درون نور خود را «لوكره الكافرون» (51) حضرت حق وحى خود را حافظ است (52) هزل (53) و باطل را ز قرآن رافض است (54) معدن ايمان (55) و درياهاى علم (56) مخزن عرفان و واديهاى حلم پايههاى استوار دين حق (57) چشمه زاينده (58) آئين حق رايت دين، بحر ناپيدا كران (59) ناصح بى غل و غش (60) مهتران ثقل اكبر (61) ، صيقل زنگار دل (62) قول برتر، ديده بيدار دل اهل دل را مونس شبها منم عارفان را زينت لبها منم چنگ زن محكم تو بر حبلالمتين (63) تا نگردى منحرف از راه دين ثقل اصغر عترت پيغمبر است اعتبارش همچو ثقل اكبر است انفكاك اين دو ميزان كمال هست تا هنگامه محشر محال (64) اى «فغانى» در هجوم فتنهها تو نكن قرآن و عترت را رها هست تاكيد رسول ممتحن «حلية القرآن الصوت الحسن (65) » گر كه مىخواهى تو قلب صيقلى «فاقرء القرآن بالصوت الجلى»
پىنوشتها: