نقد طرح مواد درسى علوم قرآن(1)
على محمد يزدى
از آن جايى كه در شماره پيشين نشريه «پژوهش و حوزه» ، طرح «مواد درسى و سرفصلهاى تفسير و علوم قرآن» درج شد و از قرآنپژوهان و صاحبنظران در آن حوزه دعوت شد تا جهت هرچه پربارتر شدن متون درسى، طرح را موشكافانه بررسى و نظريات و نقدهاى علمى خود را به دفتر تاليف و نشر متون درسى حوزه و يا دفتر نشريه ارسال دارند، در اين بخش دو نقد ارسالى از سوى دو تن از قرآنپژوهان تقديم مىگردد.
«پژوهش و حوزه»
طلاب به رشتههاى مختلف علوم قرآنى نيازمندند، اما بيش از همه به معارف قرآن و ترجمه آن محتاجند، طلبه بايد به گونهاى باشد كه پس از پايان شش سال تحصيل هيچ يك از كلمههاى قرآن برايش ناآشنا نباشد، ترجمهاش را بداند و تا حدى به مطالب صرفى آن آگاه باشد.
تامين اين نياز بايد اصل قرار گيرد، اما متاسفانه امروزه وقت درسى او با آگاهىهاى جنبى پر شده است.
درست است كه «تاريخ قرآن و نگارش تفسير» و «وجوه اعجاز قرآن» و مباحث «تحريف» و «قرآن در نگاه غير مسلمانان» و «آشنايى با تفسير و مفسران» مباحثى ضرورى است ولى اگر مباحث و رشتههاى «مفردات قرآن» ، «زبان قرآن» و «تفسير آيات آسان و مشكل قرآن» كمرنگ شود زير بناى فكرى طلبه ضعيف مىماند.
بنابراين، طرح «مواد درسى و سرفصلهاى تفسير و علوم قرآن» براى سطح يك حوزههاى علميه كه در مجله «پژوهش و حوزه» از سوى دفتر تاليف و نشر متون درسى حوزه، مطرح شده است، بايد سمت و سوى اهداف خود را برهدفهاى 2 و 7 و 8 متمركزكند و از هدف 3 نيز مدد بگيرد، در حالى كه در اين طرح، دانش پژوه دينى تا نيمه دوم سال سوم و پس از 70 ساعت درس قرآنى تازه سراغ كلمات قرآن مىرود; آن هم با صرف 50 ساعت وقت درسى خود را با مباحثى از لغت درگير مىسازد كه فكر قرآنى به او نمىدهد. آرى، مترادفات، لغات دخيل و وجوه و نظائر را كه حتى مراجع تقليد هم از دانستن آنها مىتوانند بىنياز باشند، آموخته است.
سپس او را با اين طرح به امان خدا رها مىكنيم تا سال چهارم خود را با 105 ساعت وقت قرآنى سرگرم مشخصات قرآن سازد و اين كه از كجا آمده و چه گونه آمده و چند گونه بوده و ظاهر آن بليغ و فصيح و معجزه است و اما خود او چيست؟ تنها تصورى از آن در ذهن او ايجاد كردهايم، آن هم در قالب روشها و الوان تفسيرى و طبقات مفسران و اينكه سنيان چه روشى دارند و شيعيان چه؟ و پس از همه آن مباحث هنوز نفهميدهاست كه «ان الانسان لفى خسر» را در چه رنگىو قالبى بر او تطبيق داده وتحميل كردهاند.
در سال چهارم هم دريچهاى به روى او باز شده استبه نام «ترجمه قرآن» كه در منابع، هيچ كتابى براى آن معرفى نشده و راهكارى ارائه نگرديده است.
در اين طرح، سال پنجم سال روىكرد به تفسير است; ولى باز هم زنجيرهايى كه از آن گاهى با نام «مقدمات تفسير» ياد مىشود بر پاى علاقهمندان مىبنديم و او را 50 ساعت ديگر گرفتار مقدماتى از قبيل «ضرورت تفسير» ، «مفهوم تفسير» ، «قواعد حاكم» و «ابزار تفسير» مىسازيم و هنوز وارد نفس تفسير نشده او را به سالششم مىرسانيم تا بلكه 70 ساعت ديگر از عمر خود را در اين سال به چيزى بپردازد كه بايد از نيمه دوم سال اول به آن مىپرداخت.
آيا مىتوان حدس زد كه همين نقص بزرگ، صاحبان طرح را وادار كرده است كه در بند 9 تكمله و تبصرهاى بر طرح خود بيفزايند و به قرآن پژوه اجازه دهند تا در وقتهاى مرده تابستانسالهاى دوم تا ششم، بدون برنامه و استاد و تنها با مطالعاتى دلخواه آن هم از «الكاشف» يا «گزيده تفسير نمونه» كه نه اولى براى او قابل فهم است و نه دومى مشكل فهميدن الفاظ آيه را براى او حل مىكند، به كار تفسير بپردازد.
آن چه بايد جايگزين اين طرح گردد، هر چه باشد بايد شش نياز را براى طلبه پايه ششم تامين كند:
1. آيات را با تجويد كامل قرائت كند; (نه اينكه كتابهاى تجويد را به طور كامل و با آن موضوعات گسترده كه در طرح آمده است درس بگيرد; زيرا بسيارى از آن مباحث نه ضرورى است و نه مفيد بلكه برخى از آنها، نادرست است.)
2. معناى كلمات قرآن را بداند; (نه به گونهاى كه زمان خواندن معنى نيمه دوم سال سوم به فروق اللغة و لغات دخيل بپردازد.)
3. به تركيب 70% آيات آشنا باشد; (نه اينكه زمان خواندن سيوطى نيمه دوم سال دوم سوره «هل اتى» را تجزيه و تركيب كند و يا از اعراب القرآنهاى صافى و درويش و معانى القرآن [نسخه بدل در طرح: اعراب القرآن فراء و اخفش] سر در آورد. اينها براى سال سوم او هم زياد است.)
4. كلياتى اندك درباره «شان نزول» و «تحريف» و «اعجاز» و «اقسام تفسير» و «تاريخ قرآن» بداند; (نه اين كه در وجوه اعجاز به ديدگاههاى طبرى، باقلانى، رمانى، واسطى و تمام فهرست «التمهيد» آقاى معرفتيا بررسى و نقد «فصل الخطاب» بپردازد.)
5. شيوه استفادهاز كتابهاى لغت و تفسير را با تجربه عملى، آموخته باشد; (اين بخش طرح، داراى سر فصلهاى خوبى است. آرى، سوره كهف ترجيحى بر «يس» و «طه» ندارد.)
6. بخش عظيمى از قرآن را حفظ كرده باشد; (متفرق آن بهتر از منظم است و ترجيح با سورههايى مانند جمعه و منافقون و جزء سىام و نظائر آن است كه بايد هر روحانى آن را حفظ باشد.)
براى رسيدن به اين اهداف بايد طلبه در تمام هفتههاى هر سال تحصيلى، ساعتهايى را به اين كار بپردازد. (نه اينكه نيمههايى از سال اول و دوم و سوم را به كلى از اين اهداف فاصله گرفته باشد.)
براى زمانبندى اهداف ياد شده و متون مورد نياز، نكته بسيار ضرورى اين است كه اگر وقت طلاب در سالهاى اول تنها به دروس اصلى اختصاص يابد، آنها خواهند توانست پس از تسلط بر زبان عربى، بسيارى از دروس جنبى (از قبيل: تاريخ اسلام، جغرافياى جهان اسلام، نظام حقوقى و تربيتى اسلام، مباحثسياسى و...) را خود با مطالعه شخصى فرا گيرند و تنها به معرفى كتاب و برگزارى آزمون مىتوان بسنده كرد. در حالى كه اگر همه اينها را درس بگيرند و فرصت رسيدگى به درسهاى اصلى را نيابند، ميدان وسيعى براى تبليغ آن مباحثبه مردم، پيش روى خود باز خواهند كرد، بدون آنكه تحقيقات پايهاى و قوى ، ضامن سلامتى تبليغ آنان باشد.
بنابراين نبايد وقت درسى آنها را با مسائلى از قبيل اعجاز و تحريف و تدوين و نظائر آن پر كرد، زيرا اينها را مىتوان با مطالعه تامين كرد; گر چه واحد درسى قرار نگيرند; تا چه رسد به دروسى مانند روش تبليغ و روش تدريس قرآن كه يا خود جوش است و يا هيچ.
طرح اجمالى:
اكنون با در نظر گرفتن امور ياد شده، طرح ذيل پيشنهاد مىگردد.
سال اول:
روانخوانى قرآن (همراه با ترجمه لغاتى كه زياد تكرار مىشود نظير: قال، ان و...) 34 ساعت.
تجويد قرآن 34 ساعت.
حفظ قرآن 17 ساعت.
سال دوم:
علوم قرآن (اعجاز، تحريف) 34 ساعت.
حفظ قرآن (همراه با ترجمه لغات مشكل آياتى كه حفظ مىشود) 17 ساعت.
تجزيه و تركيب قرآن (آيات تطهير، مودت، مباهله، ولايت، تبليغ و...) 17 ساعت.
سال سوم:
علوم قرآن (شان نزول، تاريخ قرآن) 34 ساعت.
حفظ قرآن (همراه با ترجمه لغات مشكل) 17 ساعت.
تفسير 1 (سورههاى حمد، جمعه، منافقون، قدر و اخلاص) از متون قديم 51 ساعت.
سال چهارم:
علوم قرآن (اقسام تفسير ماثور، موضوعى، ترتيبى، قصصى، و غيره انواع تفاسير فلسفى، عرفانى، فقهى، كلامى، جامع) 17 ساعت.
حفظ قرآن (همراه با ترجمه لغات مشكل) 17 ساعت.
تفسير 2 (سورههاى كهف، نور، يس، الرحمن، نبا) 51 ساعت.
سال پنجم:
تفسير 3 (جزء سىام قرآن) 51 ساعت.
تفسير 4 (موضوع مباحث جهانبينى توحيدى) 17 ساعت.
سال ششم:
تفسير 5 (به انتخاب استاد) 51 ساعت.
تفسير 6 (موضوعات اجتماعى امامت) 17 ساعت.
طرح تفصيلى:
در صورت پذيرفته شدن طرح اجمالى مىتوان سرفصلها و زيرفصلهاى هر يك را به تفصيل بيان كرد و در بسيارى از موارد از منابع ذكر شده در مجله ياد خواهد شد.
نكاتى جزئى درباره طرح موجود در مجله:
1. صفحه 64 ذيل اهم منابع: اعراب القرآن از اخفش و فراء. صحيح آن معانى القرآن اخفش و معانى القرآن فراء است.
2. كتاب الدر المصون درباره اعراب قرآن متقن تراز درويش و صافى است ولى همه آيات را ندارد. و نيز اعرابهاى مذكور در مجمع البيان و كشاف و روحالمعانى گرچه نام اعراب القرآن ندارد ولى كارسازتر و متقنتر است.
3. در صفحه 66 سرفصلها به جاى عنوان تبديل به انشا شده است.
4. در صفحه66 و 67 مجموعا 105 ساعتبه دروس قرآنى اختصاص يافته است كه گر چه با 100ساعتسال پنجم همآهنگ است ولى با 35 ساعتسال اول و سال دوم و 50 ساعتسال سوم و 70 ساعتسال ششم ناهمآهنگ است; علاوه بر اينكه سال پنجم سال سنگين درسى است و بيش از 80 ساعت درسى براى دروس قرآنى، درسها را فشرده مىكند.
5. در صفحه70 پيش از (اهم منابع) آمده: ترجمه قرآن. اين عنوان مبهم است و منبعى براى آن در منابع ذكر نشده است.
6. صفحه72 بند 9 آيا توصيه استيا برنامه؟ ظاهر طرح اين است كه بايد روى آن مطالعه صورت گيرد. دراين صورت بايد براى آزمون و نتايج مترتب بر آن نيز در برنامه جايى در نظر گرفت.
در پايان تلاش كسانى كه طرح را تدوين كردهاند به ويژه در زمينه معرفى منابع، چشمگير و قابل تقدير است.