تعداد بازدیدها : 180
  عنوان مقاله : نقد طرح مواد درسى علوم قرآن(1)
 نویسنده : على محمد يزدى
 موضوع : صفحه اصلی موضوعات (9277) >علوم قرآن(4126)->مباحث كلي علوم قرآن(35)
  آدرس اینترنتی:   http://www.hawzah.net/Per/Magazine/PV/Index.htm 
 منبع:
 چاپ مقاله


متن مقاله
نقد طرح مواد درسى علوم قرآن(1)

على محمد يزدى

از آن جايى كه در شماره پيشين نشريه «پژوهش و حوزه‏» ، طرح «مواد درسى و سرفصل‏هاى تفسير و علوم قرآن‏» درج شد و از قرآن‏پژوهان و صاحب‏نظران در آن حوزه دعوت شد تا جهت هرچه پربارتر شدن متون درسى، طرح را موشكافانه بررسى و نظريات و نقدهاى علمى خود را به دفتر تاليف و نشر متون درسى حوزه و يا دفتر نشريه ارسال دارند، در اين بخش دو نقد ارسالى از سوى دو تن از قرآن‏پژوهان تقديم مى‏گردد.
«پژوهش و حوزه‏»
طلاب به رشته‏هاى مختلف علوم قرآنى نيازمندند، اما بيش از همه به معارف قرآن و ترجمه آن محتاجند، طلبه بايد به گونه‏اى باشد كه پس از پايان شش سال تحصيل هيچ يك از كلمه‏هاى قرآن برايش ناآشنا نباشد، ترجمه‏اش را بداند و تا حدى به مطالب صرفى آن آگاه باشد.
تامين اين نياز بايد اصل قرار گيرد، اما متاسفانه امروزه وقت درسى او با آگاهى‏هاى جنبى پر شده است.
درست است كه «تاريخ قرآن و نگارش تفسير» و «وجوه اعجاز قرآن‏» و مباحث «تحريف‏» و «قرآن در نگاه غير مسلمانان‏» و «آشنايى با تفسير و مفسران‏» مباحثى ضرورى است ولى اگر مباحث و رشته‏هاى «مفردات قرآن‏» ، «زبان قرآن‏» و «تفسير آيات آسان و مشكل قرآن‏» كم‏رنگ شود زير بناى فكرى طلبه ضعيف مى‏ماند.
بنابراين، طرح «مواد درسى و سرفصل‏هاى تفسير و علوم قرآن‏» براى سطح يك حوزه‏هاى علميه كه در مجله «پژوهش و حوزه‏» از سوى دفتر تاليف و نشر متون درسى حوزه، مطرح شده است، بايد سمت و سوى اهداف خود را برهدف‏هاى 2 و 7 و 8 متمركزكند و از هدف 3 نيز مدد بگيرد، در حالى كه در اين طرح، دانش پژوه دينى تا نيمه دوم سال سوم و پس از 70 ساعت درس قرآنى تازه سراغ كلمات قرآن مى‏رود; آن هم با صرف 50 ساعت وقت درسى خود را با مباحثى از لغت درگير مى‏سازد كه فكر قرآنى به او نمى‏دهد. آرى، مترادفات، لغات دخيل و وجوه و نظائر را كه حتى مراجع تقليد هم از دانستن آن‏ها مى‏توانند بى‏نياز باشند، آموخته است.
سپس او را با اين طرح به امان خدا رها مى‏كنيم تا سال چهارم خود را با 105 ساعت وقت قرآنى سرگرم مشخصات قرآن سازد و اين كه از كجا آمده و چه گونه آمده و چند گونه بوده و ظاهر آن بليغ و فصيح و معجزه است و اما خود او چيست؟ تنها تصورى از آن در ذهن او ايجاد كرده‏ايم، آن هم در قالب روش‏ها و الوان تفسيرى و طبقات مفسران و اين‏كه سنيان چه روشى دارند و شيعيان چه؟ و پس از همه آن مباحث هنوز نفهميده‏است كه «ان الانسان لفى خسر» را در چه رنگى‏و قالبى بر او تطبيق داده وتحميل كرده‏اند.
در سال چهارم هم دريچه‏اى به روى او باز شده است‏به نام «ترجمه قرآن‏» كه در منابع، هيچ كتابى براى آن معرفى نشده و راه‏كارى ارائه نگرديده است.
در اين طرح، سال پنجم سال روى‏كرد به تفسير است; ولى باز هم زنجيرهايى كه از آن گاهى با نام «مقدمات تفسير» ياد مى‏شود بر پاى علاقه‏مندان مى‏بنديم و او را 50 ساعت ديگر گرفتار مقدماتى از قبيل «ضرورت تفسير» ، «مفهوم تفسير» ، «قواعد حاكم‏» و «ابزار تفسير» مى‏سازيم و هنوز وارد نفس تفسير نشده او را به سال‏ششم مى‏رسانيم تا بلكه 70 ساعت ديگر از عمر خود را در اين سال به چيزى بپردازد كه بايد از نيمه دوم سال اول به آن مى‏پرداخت.
آيا مى‏توان حدس زد كه همين نقص بزرگ، صاحبان طرح را وادار كرده است كه در بند 9 تكمله و تبصره‏اى بر طرح خود بيفزايند و به قرآن پژوه اجازه دهند تا در وقت‏هاى مرده تابستان‏سال‏هاى دوم تا ششم، بدون برنامه و استاد و تنها با مطالعاتى دلخواه آن هم از «الكاشف‏» يا «گزيده تفسير نمونه‏» كه نه اولى براى او قابل فهم است و نه دومى مشكل فهميدن الفاظ آيه را براى او حل مى‏كند، به كار تفسير بپردازد.
آن چه بايد جايگزين اين طرح گردد، هر چه باشد بايد شش نياز را براى طلبه پايه ششم تامين كند:
1. آيات را با تجويد كامل قرائت كند; (نه اين‏كه كتاب‏هاى تجويد را به طور كامل و با آن موضوعات گسترده كه در طرح آمده است درس بگيرد; زيرا بسيارى از آن مباحث نه ضرورى است و نه مفيد بلكه برخى از آن‏ها، نادرست است.)
2. معناى كلمات قرآن را بداند; (نه به گونه‏اى كه زمان خواندن معنى نيمه دوم سال سوم به فروق اللغة و لغات دخيل بپردازد.)
3. به تركيب 70% آيات آشنا باشد; (نه اين‏كه زمان خواندن سيوطى نيمه دوم سال دوم سوره «هل اتى‏» را تجزيه و تركيب كند و يا از اعراب القرآن‏هاى صافى و درويش و معانى القرآن [نسخه بدل در طرح: اعراب القرآن فراء و اخفش] سر در آورد. اين‏ها براى سال سوم او هم زياد است.)
4. كلياتى اندك درباره «شان نزول‏» و «تحريف‏» و «اعجاز» و «اقسام تفسير» و «تاريخ قرآن‏» بداند; (نه اين كه در وجوه اعجاز به ديدگاه‏هاى طبرى، باقلانى، رمانى، واسطى و تمام فهرست «التمهيد» آقاى معرفت‏يا بررسى و نقد «فصل الخطاب‏» بپردازد.)
5. شيوه استفاده‏از كتاب‏هاى لغت و تفسير را با تجربه عملى، آموخته باشد; (اين بخش طرح، داراى سر فصل‏هاى خوبى است. آرى، سوره كهف ترجيحى بر «يس‏» و «طه‏» ندارد.)
6. بخش عظيمى از قرآن را حفظ كرده باشد; (متفرق آن بهتر از منظم است و ترجيح با سوره‏هايى مانند جمعه و منافقون و جزء سى‏ام و نظائر آن است كه بايد هر روحانى آن را حفظ باشد.)
براى رسيدن به اين اهداف بايد طلبه در تمام هفته‏هاى هر سال تحصيلى، ساعت‏هايى را به اين كار بپردازد. (نه اين‏كه نيمه‏هايى از سال اول و دوم و سوم را به كلى از اين اهداف فاصله گرفته باشد.)
براى زمان‏بندى اهداف ياد شده و متون مورد نياز، نكته بسيار ضرورى اين است كه اگر وقت طلاب در سال‏هاى اول تنها به دروس اصلى اختصاص يابد، آن‏ها خواهند توانست پس از تسلط بر زبان عربى، بسيارى از دروس جنبى (از قبيل: تاريخ اسلام، جغرافياى جهان اسلام، نظام حقوقى و تربيتى اسلام، مباحث‏سياسى و...) را خود با مطالعه شخصى فرا گيرند و تنها به معرفى كتاب و برگزارى آزمون مى‏توان بسنده كرد. در حالى كه اگر همه اين‏ها را درس بگيرند و فرصت رسيدگى به درس‏هاى اصلى را نيابند، ميدان وسيعى براى تبليغ آن مباحث‏به مردم، پيش روى خود باز خواهند كرد، بدون آن‏كه تحقيقات پايه‏اى و قوى ، ضامن سلامتى تبليغ آنان باشد.
بنابراين نبايد وقت درسى آن‏ها را با مسائلى از قبيل اعجاز و تحريف و تدوين و نظائر آن پر كرد، زيرا اين‏ها را مى‏توان با مطالعه تامين كرد; گر چه واحد درسى قرار نگيرند; تا چه رسد به دروسى مانند روش تبليغ و روش تدريس قرآن كه يا خود جوش است و يا هيچ.

طرح اجمالى:

اكنون با در نظر گرفتن امور ياد شده، طرح ذيل پيشنهاد مى‏گردد.

سال اول:

روان‏خوانى قرآن (همراه با ترجمه لغاتى كه زياد تكرار مى‏شود نظير: قال، ان و...) 34 ساعت.
تجويد قرآن 34 ساعت.
حفظ قرآن 17 ساعت.

سال دوم:

علوم قرآن (اعجاز، تحريف) 34 ساعت.
حفظ قرآن (همراه با ترجمه لغات مشكل آياتى كه حفظ مى‏شود) 17 ساعت.
تجزيه و تركيب قرآن (آيات تطهير، مودت، مباهله، ولايت، تبليغ و...) 17 ساعت.

سال سوم:

علوم قرآن (شان نزول، تاريخ قرآن) 34 ساعت.
حفظ قرآن (همراه با ترجمه لغات مشكل) 17 ساعت.
تفسير 1 (سوره‏هاى حمد، جمعه، منافقون، قدر و اخلاص) از متون قديم 51 ساعت.

سال چهارم:

علوم قرآن (اقسام تفسير ماثور، موضوعى، ترتيبى، قصصى، و غيره انواع تفاسير فلسفى، عرفانى، فقهى، كلامى، جامع) 17 ساعت.
حفظ قرآن (همراه با ترجمه لغات مشكل) 17 ساعت.
تفسير 2 (سوره‏هاى كهف، نور، يس، الرحمن، نبا) 51 ساعت.

سال پنجم:

تفسير 3 (جزء سى‏ام قرآن) 51 ساعت.
تفسير 4 (موضوع مباحث جهان‏بينى توحيدى) 17 ساعت.

سال ششم:

تفسير 5 (به انتخاب استاد) 51 ساعت.
تفسير 6 (موضوعات اجتماعى امامت) 17 ساعت.

طرح تفصيلى:

در صورت پذيرفته شدن طرح اجمالى مى‏توان سرفصل‏ها و زيرفصل‏هاى هر يك را به تفصيل بيان كرد و در بسيارى از موارد از منابع ذكر شده در مجله ياد خواهد شد.
نكاتى جزئى درباره طرح موجود در مجله:
1. صفحه 64 ذيل اهم منابع: اعراب القرآن از اخفش و فراء. صحيح آن معانى القرآن اخفش و معانى القرآن فراء است.
2. كتاب الدر المصون درباره اعراب قرآن متقن تراز درويش و صافى است ولى همه آيات را ندارد. و نيز اعراب‏هاى مذكور در مجمع البيان و كشاف و روح‏المعانى گرچه نام اعراب القرآن ندارد ولى كارسازتر و متقن‏تر است.
3. در صفحه 66 سرفصل‏ها به جاى عنوان تبديل به انشا شده است.
4. در صفحه‏66 و 67 مجموعا 105 ساعت‏به دروس قرآنى اختصاص يافته است كه گر چه با 100ساعت‏سال پنجم هم‏آهنگ است ولى با 35 ساعت‏سال اول و سال دوم و 50 ساعت‏سال سوم و 70 ساعت‏سال ششم ناهم‏آهنگ است; علاوه بر اين‏كه سال پنجم سال سنگين درسى است و بيش از 80 ساعت درسى براى دروس قرآنى، درس‏ها را فشرده مى‏كند.
5. در صفحه‏70 پيش از (اهم منابع) آمده: ترجمه قرآن. اين عنوان مبهم است و منبعى براى آن در منابع ذكر نشده است.
6. صفحه‏72 بند 9 آيا توصيه است‏يا برنامه؟ ظاهر طرح اين است كه بايد روى آن مطالعه صورت گيرد. دراين صورت بايد براى آزمون و نتايج مترتب بر آن نيز در برنامه جايى در نظر گرفت.
در پايان تلاش كسانى كه طرح را تدوين كرده‏اند به ويژه در زمينه معرفى منابع، چشم‏گير و قابل تقدير است.



CopyRight © maarefquran.org
info@maarefquran.org